
اشغال، فقط از طرف اسرائیل نیست. این یک اشغال اسرائیلی آمریکایی است. و اگر آمریکا و غرب نبودند، اسرائیل پا نمیگرفت و اصولا نمیتوانست زنده بماند.

در سطح مذهبی محمد رضا شاه پهلوی، شیعه مذهب بود. آمریکا، اسرائیل و حکومتهای میانهروی عرب از یک حاکم شیعه، که به مشهد امام رضا (علیه السلام) میرفت، تظاهر به زیارت، قرآن چاپ و هر کار بخواهید میکرد، پشتیبانی میکردند. چون مشکل آمریکا مذهب و دین حاکم نیست، جایگاه، رفتار و وفاداری سیاسی اوست.

در دهههای اخیر وقایع بسیار خطرناکی برای جلوگیری از هرگونه پیوستگی و همکاری در این امت رخ داد. در حالی که قاعدتا همهی انگیزهها در جهت پیوستگی و همکاری بود.

خداوند به واسطهی حکومت اسلامیاش در ایران ما را از هر گونه پول حلال یا حرامی بینیاز کرده است.

اگر اسرائیل نیروگاههای هستهای ایران را بمباران کرد، چه روی خواهد داد؟ بنده به شما میگویم در آن روز -که رسیدن آن را بعید میدانم.- اگر چنین اتفاقی رخ دهد، امام خامنهای و سران ایران از حزب الله هیچ چیز نخواهند خواست. هیچ چیز نخواهند خواست. هیچ دستوری صادر نخواهند کرد و هیچ انتظاری ندارند. آن روز این خود ما هستیم که باید بنشینیم تصمیم بگیریم باید چه کنیم.

وظیفهی همهی فرزندان، مجاهدان، ملت، ملل و مردم مقاومت در منطقه در مقابل این جمهوری، نظام و سران، به خاطر این موضعگیری، کمکرسانی و پشتیبانی، تشکر، قدردانی و احترام است و نه چیز دیگر.

هیچ کدام از ما -همچنان که امام خامنهای روز جمعه فرمودند.- پروژهی دعوت به سوی تشیع و تبدیل سنی به شیعه را ندارد. نه تبدیل یک میلیارد مسلمان سنی به شیعه که حتی شیعه کردن یک برادر عزیز سنی در برنامه و هدف ما نیست و به هیچ وجه برای آن نمیکوشیم. با کمال صراحت.

از عظمت، نرمش و طراوت اسلام، به عنوان یک دین، عقیده و شریعت، این است که برای هر گروه مسلمانی در هر کشوری، با شرایط و ویژگیهایش، رویکردی متناسب دارد. به هیچ وجه درها بسته نیست.

وقتی از همکاری ملی میان مسلمانان و مسیحان و لزوم تشکیل دولتی ملی در لبنان، با شرکت، مشارکت و حضور همه که در جهت مصالح همه حرکت، از همه حمایت و امنیت، ثبات، عدالت، عزت و کرامت همه را تأمین میکند، صحبت میکنیم، این یک صحبت سیاسی نیست. ما داریم سخنی برخاسته از اصول دینی، عقیدتی و فقهیمان را مطرح میکنیم. این یک تاکتیک سیاسی نیست.

پیشبینی بنده این است که امروز چالشهای بزرگ و شرایط خطرناکی در برابر جنبشهای اسلامی کشورهای بیدارشده، که از انتخابات سربلند بیرون آمدهاند، وجود دارد. این را حس میکنم. این صحبتی است که گذاشتهامش برای بعد. و بنده به شما [جنبشهای اسلامی] میگویم شما آماج حملهی آمریکاییها هستید که میخواهند شما را شکست دهند. میخواهند در برابر شما جنبشهای اسلامی مصر، تونس، لیبی و هر کجا، با دستان خالیتان، مجموعهای پرحجم از بحرانها، فشارها و شرطهای دشواری را قرار دهند که موجب نا آرامی همهگیر شود.

فردا آمریکا و اسرائیل به نظام جایگزین خواهند گفت ما شما را کمک و پشتیبانی کردیم به خاطر تو با سوریه جنگیدیم. خب در مقابل چه چیزی به ما خواهی داد؟ آیا آن چه در مقابل در سوریه خواسته خواهد شد دموکراسی و اصلاحات است؟ خب این را که جناب بشار هم حاضر است بدهد. آنچه خواسته خواهد شد سر مقاومت لبنان، فلسطین و مسئله و ملت فلسطین است. حقیقت این است.

بیایید بر سر واقعیتها و اطلاعات صحبت کنیم. مرا درگیر جزئیات نکنید. در جزئیات این کشته، آن هم کشته، این این کار را کرده، آن آن کار را کرده… اینها جزئیات است. اگر بخواهیم در اینها غرق شویم یعنی داریم به سمت کشتار، جنگ و خونریزی بیشتر پیش میرویم. بیایید در صحنهی کلی به درمان بپردازیم. این است که به سوریه و ملت و آیندهی آنها و عرب، مسلمانان، فلسطین و لبنان کمک میکند. این است. میز مذاکرهی واقعی. آمادگی برای اصلاحات. این که همه توقعاتشان را پایین بیاورند.