بسم الله الرحمن الرحیم
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله هو الذي أيدك بنصره وبالمؤمنين
جوامع

بیانات

19 فروردین 1397

سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در گردهمایی «وفای به نصر» در نبطیه

|عربی|فیلم|صوت|
در حال ترجمه
بخش‌هایی از متن بیانات:

فرازها:

در ابتدای سخنانم باید بر مردمان مرزبان غزه درود بفرستیم. راهپیماهی غیرمسلحانه‌ی ده‌ها هزارنفری این مردم صابر، مظلوم و مقاوم با ده‌ها شهید و هزاران زخمی بیانگر حضور شجاعانه، استشهادی و فدارکارانه‌ی ملت فلسطین در صحنه است. همچنین بر فرماندهان گروه‌های مقاومت غزه درود می‌فرستیم که این تصمیم شجاعانه و خلاقانه را اتخاذ کردند و قالب دیگری از قالب‌های مقاومت در برابر اشغال را به نمایش گذاشتند. این حرکت یک سیلی قدرتمند به جریان به اصطلاح «معامله‌ی قرن» است.

تجاوز سعودی به یمن در حال ورود به چهارمین سال خود است. با وجود محاصره، بیماری‌ها و گرسنگی در طول این چهار سال شاهد ایستادگی اسطوره‌ای یمنی‌ها بوده‌ایم. و یمنی‌ها همچنان در عرصه‌های نبرد و راهپیمایی در حال مقاومت هستند. دیروز نیز راهپیمایی عظیم مردم در صنعا را دیدیم. این ایستادگی نشان‌دهنده‌ی اراده‌ی مستحکم این ملت پایدار، صبور و مظلوم است. بار دیگر بر رهبر، ملت، ارتش و گروه‌های مردمی یمن درود می‌فرستیم.

به همه‌ی مسیحیان اعیاد این روزها را بر مبنای تقویم شرقی و غربی تبریک می‌گویم و امیدوارم خداوند این ایام را سرشار از برکت و خیر برای همه‌ی ما قرار دهد.

نام لیست انتخاباتی امسال حزب الله «امید و وفاداری» است. امید یعنی امید به آینده، پیروزی، اصلاحات و توان مقابله با چالش‌ها و پیروزی بر آن‌ها. این امید، سرابی نیست که به مردم فروخته می‌شود بلکه محصول فرهنگ و ایمان ما به وعده‌ی الهی و اطمینان ما به او توکل و اعتقاد قطعی‌مان به فرموده‌ی اوست که:«اگر خدا را یاری کنید، یاری‌تان خواهد کرد.» خدا را در هر عرصه‌ای یاری کنید، او نیز در همان عرصه یاری‌تان خواهد کرد. اگر او را در عرصه‌ی نبرد، سیاست، تغییر و مبارزه با فساد یاری کنید، او نیز در همین عرصه‌ها یاری‌تان می‌کند. امید ما برخاسته از ایمانمان به خداوند و به شما ملت و تمام مردان، زنان، خردسالان، سالخوردگان، نخبگان، عوام و خواص است؛ ملت زنده‌ای که همه‌ی تجربه‌ها ثابت کرده‌اند بر نا امیدی می‌شورد. این را برای تعریف و تعارف با ملتمان نمی‌گوییم بلکه این سخن برآمده از همه‌ی تجارب دشواری است که شما در آن‌ها جان‌فشانی کردید و پیروز شدید.

امید مبنای هر حرکتی رو به آینده است و نا امیدی، مایه‌ی مرگ. ما به آینده‌ی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت امیدواریم. امید ما به وعده‌ی الهی است و به بازگشت حضرت مسیح(ع) به این جهان تا همه‌ی دزدان را از همه‌ی معابد بیرون کند و ملکوت خداوند را در زمین برپا سازد. امید ما به ظهور فرزند و سلاله‌ی محمد(ص) است تا امنیت، عدالت، صلح و آرامش را در سرتاسر زمین برقرار سازد. امید بخشی از عقاید، فرهنگ و ساختار روانی ماست.

در رابطه با عبارت «وفاداری» در نام لیست انتخاباتی امسال حزب الله، باید بگوییم «بهترین پایان‌بخش کارها وفاداری است». این‌که ما لطف‌های دیگران را بشناسیم و به آن‌ها اذعان کنیم؛ لطف همه‌ی کسانی را که جان‌فشانی کردند و لطف‌های این ملت فداکار و پایدار و وفادار را؛ لطف همه‌ی شهیدانی که برای دفاع از این کشور، خاک، اسیران، کرامت و انسان به شهادت رسیدند؛ لطف شهیدان جنبش امل، حزب الله، نیروهای ملی‌گرا و اسلام‌گرا، ارتش لبنان، نیروهای عربی، ارتش عربی سوریه، گروه‌های فلسطینی و همه‌ی کسانی که در این خاک برای دفاع از آن به شهادت رسیدند؛ لطف مردان و زنان اسیری که سال‌ها رنج کشیدند؛ لطف کسانی که به ناحق از خانه‌شان رانده شدند؛ لطف کسانی که مدت‌ها در سایه‌ی زور و ترس به سر بردند.

مشارکت مردم در این انتخابات، عبارت است از وفاداری به اولین امام، سید، الهام‌بخش و معلمشان حضرت امام سید موسی صدر (اعاده الله و اخویه بخیر) و همه‌ی رهبران مقاومت و شیخ راغب حرب، فرزند این خاک که میادین مبارزه و منبرهای آن را پر می‌کرد، و سید عباس موسوی و حاج عماد و همه‌ی فرماندهان شهید همه‌ی گروه‌های مقاومت.

مجلس در ساختار حاکمیتی لبنان زیربنایی‌ترین سازمان است و اختیارات مهم و گسترده‌ای دارد. کمتر کشوری پیدا می‌شود که مجلسش از این اختیارات برخوردار باشد. مجلس در لبنان ریاست جمهور را انتخاب می‌کند، نخست وزیر را معرفی می‌کند، به وزرا و بیانیه‌ی کابینه رأی اعتماد می‌دهد، بودجه‌ی کشور و مهم‌ترین مسائل اقتصادی و قوانین مرتبط با همه‌ی عرصه‌های زندگی را تصویب می‌کند. همچنین مجلس لبنان یکی از معدود مجالسی است که از اختیار اصلاح قانون اساسی بدون مراجعه به همه‌پرسی برخوردار است.

شرکت نکردن در انتخابات به معنای شانه‌خالی کردن از مسئولیت و رها کردن سرنوشت کشور و مردم در همه‌ی عرصه‌های قانونی، امنیتی، حیاتی و معیشتی است. برخی از مردم برای رأی دادن تنها به تعصب خانوادگی یا عشایری یا حزبی یا مذهبی و فرقه‌ای بسنده می‌کنند. می‌گویند این شخص، هم‌مذهب من است پس به او رأی می‌دهم. اما مهم‌ترین و صحیح‌ترین ملاک آن است که مسئولیت این مجلس را بشناسیم. این مجلس، تشریفاتی و برای اعیان و اشراف نیست. مجلسی است که قرار است تصویر آینده‌ی کشور را ترسیم و از استقلال آن پاسداری کند. این مجلس می‌تواند اقتصاد کشور را نجات دهد، همان‌گونه که می‌تواند موجب ورشکستگی کشور شود. مجلس می‌تواند کشور را به دست قدرت‌های متجاوز و آزمند بسپارد. پس مجلسی که تشکیل می‌شود باید متناسب با چالش‌های حال و آینده باشد.

نوجوانان و جوانان امروز لبنان با صدای تیر و تفنگ و بمب بیگانه‌اند. بازداشتگاه‌های اسرائیلی خیام و انصار را ندیده‌اند. معنی اشغال کشور را نمی‌دانند. باید مطالعه کنند و ما نیز باید آن‌ها را آگاه کنیم. امروز جوانان نمی‌دانند یعنی چه که اسرائیل هر روز وارد روستاهای جنوب شود و هر کاری می‌خواهد بکند و مردم را مهاجرت دهد و اموالشان را مصادره کند.

چه کسی صهیونیست‌ها را از جبل، ضاحیه، بیروت، صیدا، صور، نبطیه، بقاع غربی و راشیا خارج کرد؟ چه کسی موجب عقب‌نشینی سال ۱۹۸۵ و سپس سال ۲۰۰۰ صهیونیست‌ها تا پشت مرزهای بین المللی جز مزارع شبعا و تپه‌های کفرشوبا شد؟ هر کس در لبنان و جهان در پاسخ به این سؤال، پاسخی غیر از مقاومت مسلحانه‌ی مردمی دارد، بفرماید ارائه دهد و دلیلش را هم بیان کند. سازمان ملل، شورای امنیت، اتحادیه‌ی عرب، سازمان همکاری‌های اسلامی، کنفرانس عدم تعهد، اتحادیه‌ی اروپا و هیچ کدام از توافقنامه‌های بین المللی عامل این آزادسازی نبودند. این خود مردم بودند که جنگیدند، شهید دادند، زخمی شدند، شب‌بیداری کشیدند و صبر ورزیدند. دوستان وفادار مقاومت یعنی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عربی سوریه نیز به آن‌ها کمک کردند. و در نهایت آن‌چه به وقوع پیوست یک کلمه بود: مقاومت. مهم‌ترین عامل اخراج اشغال‌گران وحدت، هم‌افزایی، همکاری و محبت شما مردم و برادری‌ای بود که در دهه‌ی ۹۰ میان هواداران جنبش امل و حزب الله شکل گرفت. همه‌ی این‌ها موجب شد اسرائیل از خاک عربی و لبنانی ما خارج شود. عقب‌نشینی سال ۲۰۰۰ یک تغییر استراتژیک بزرگ در منطقه بود و نتایج آن خیلی زود و پس از چند ماه به شکل انتفاضه‌ی مردم فلسطین خود را نشان داد. این موضوع موجب شد روح و فرهنگ مقاومت در جهان عرب فراگیر شود. مقاومت تبدیل شد به نامی برای انرژی جوانان و کرامت و عزت مردمان.

دشمن بلافاصله متوجه خطر مقاومت شد و توطئه‌هایش را آغاز کرد. می‌دانید چرا عقب‌نشینی اسرائیل در سال ۲۰۰۰ از جنوب لبنان به صورت ناگهانی صورت گرفت؟ این یک اتفاق نبود. اسرائیلی‌ها عمدا ارتش انطوان لحد و شبکه‌های مزدور را رها کردند. آن‌ها نقشه داشتند. مزدورها از همه‌ی مذاهب یعنی شیعه و سنی و دروزی و مسیحی بودند و اسرائیل خیلی خوب از این موضوع باخبر بود. موضوع مزدوری برای اسرائیل یک موضوع فرامذهبی است و کسی نمی‌تواند خودش را از این موضوع مستثنی کند. همچنین این مزدوران فرزند بسیاری از شهرها و شهرک‌ها بودند. اسرائیلی‌ها امیدوار بودند در هرج و مرج حاصل از عقب‌نشینی، چنان‌که در بسیاری مناطق جهان رخ می‌دهد، مقاومت یا مردم مرتکب جنایت شوند و دادگاه‌های میدانی تشکیل دهند تا از برخی افراد انتقام بگیرند و به این شیوه، جشن عقب‌نشینی به فاجعه تبدیل می‌شد؛ پیروزی عقب‌نشینی به فتنه‌ی مذهبی تبدیل می‌شد و مقاومت از بین می‌رفت. می‌خواستند از این طرق مقاومت را بزنند. اما با پایبندی جنبش امل و حزب الله و باقی گروه‌ها به اوامر تشکیلاتی و هشیاری، حکمت، صبر، اخلاق و احساسات بشردوستانه‌ی شما مردم در قبال دیگری، این فتنه نابود شد؛ حتی اگر این دیگری کسی بود که ما را کشته بود، بمباران کرده بود و سر کودکانمان را در نبطیه و صیدا بریده و ما را در خیام و انصار شلاق زده بود.



توطئه‌های دشمن یا در قالب وسوسه هستند و یا ایجاد هراس. دومین فصل از توطئه‌ی دشمن در قالب وسوسه بود. بنده این موضوع را قبلا مفصل بیان کرده‌ام و الآن فقط اشاره می‌کنم. پس از حوادث ۱۱ سپتامبر یک نفر لبنانی دارای تابعیت آمریکا در پوشش خبرنگار نزد من آمد اما مشخص شد حامل پیامی از دیک چنی، نائب وقت رئیس جمهور آمریکاست. در این پیام گفته شده بود ما امکان حضور شما در کابینه را فراهم می‌کنیم، به شما پول می‌دهیم تا جنوب و بقاع را بسازید و اسیرانتان را آزاد می‌کنیم. فقط دو شرط دارد: به لحاظ امنیتی و اطلاعاتی با آمریکا همکاری کنیم و از مقاومت دست برداریم. امروز نام این شخص در دعواهای داخلی آمریکا لو رفته است، بنده نیز برای موثق‌تر شدن این خبر، نامش را می‌گویم. نام وی جرج نادر است. امروز این شخص در حال رفت و آمد میان امارات و قطر و سعودی و آمریکایی‌ها و ترامپ است. بنده اعتراف می‌کنم آن روز اشتباه کردم و برگه‌ای را که به من ارائه داد نگرفتم. مثلا می‌خواستم موضع خیلی شدیدی علیه آمریکا بگیرم! اگرنه می‌توانستیم امروز به عنوان یک سند آن را ارائه کنیم.

همچنین سال ۲۰۰۵ بعد از خروج سوریه از لبنان آمریکایی‌ها، فرانسوی‌ها، سعودی‌ها و مصری‌ها همه‌ی چیزی را که یک حزب ممکن است به دنبال آن باشد، به ما ارائه کردند. به ما گفتند همه‌ی سهم شیعیان را در قدرت به شما می‌دهیم. به امید این‌که حزب الله وارد جنگ قدرت با جنبش امل شود. همچنین اعتراف کردند که اگر حزب الله طعم قدرت را بچشد، احساس خواهد کرد که سلاحش در این مسیر یک بار اضافی است. طبیعتا همه‌ی این پیشنهادها برای دست برداشتن ما از مقاومت بود، اگرنه برای چشم و ابروی ما این پیشنهادها را نداده بودند.

ممکن است برخی‌ها بگویند سید، تو نباید وارد این مسائل شوی. بنده مستقیم می‌روم سراغ تنها سرمایه‌ی دشمنان در این سال‌ها. تنها سرمایه‌ی آن‌ها جنگ داخلی بوده و هست. سال ۲۰۰۵ وقتی هیچ کدام از این گفتگوها و وسوسه‌ها به نتیجه نرسید، نظرسنجی‌ها و تحقیقاتی توسط آمریکا داخل ارتش لبنان انجام شد. این نظرسنجی‌ها در رابطه با آمادگی سطوح مختلف فرماندهان، درجه‌داران و سربازان به تفکیک مذاهب برای ورود به جنگ با مقاومت بود. نتیجه‌ی تحقیقات نشان داد که اکثریت ارتش دست به چنین کاری نخواهند زد. آن‌ها دیدند که حتی اگر بشود ارتش را به این کار راضی کرد، برای تغییر عقاید، فرهنگ و ساختار ارتش نیازمند زمان هستند. پس سریعا رفتند سراغ گزینه‌ی جنگ اسرائیلی. و جنگ ۲۰۰۶ را با هدف نابودی مقاومت آغاز کردند. بدون شک یکی از هدف‌های اصلی بحران سال ۲۰۱۱ سوریه نیز که همچنان ادامه دارد ضربه زدن و تضعیف مقاومت بوده و هست.


در طول جنگ ۲۰۰۶ نیز یکی از امیدهای اصلی‌شان درگیری ارتش و مقاومت بود. با وجود این‌که حزب الله در کابینه حضور داشت، نخست وزیر به صورت مستقل مصوب کرد که هر کامیون حامل اسلحه‌ای که از بقاع به سمت جنوب می‌رود مصادره شود. این موضوع نیز با حکمت‌ورزی همه‌ی طرف‌ها بالاخره درمان شد. البته ساده نبود اما بالاخره شد. بعد از سه جلسه و با دخالت طرف‌های سیاسی بالاخره این موضوع حل شد. دشمنان دل بسته بودند ارتش جلوی کامیون‌های حزب الله را بگیرد و نیروهای حزب الله نیز زیر فشار جنگ، به سلاح متوسل شوند و درگیری داخلی ایجاد شود. بنده مسئولیت این حرف را در آخرت پیش از دنیا بر عهده می‌گیرم. کسانی در لبنان، آمریکا و کشورهای خلیج امروز جمع شده‌اند تا ببینند چگونه می‌توانند دوباره از این روش بهره ببرند و ارتش را با مقاومت درگیر کنند. آن‌چه در روزهای جنگ ۳۳ روزه مانع وقوع فتنه شد، حضور قدرتمند حزب الله و جنبش امل در کابینه برای جلوگیری از هرگونه توطئه علیه مقاومت بود. باید این‌جا به نقش وزیر یعقوب صراف اشاره کنم. از ایشان نام بردم چون ایشان جزء وزرای رئیس جمهور بودند. همچنین جناب رئیس جمهور، امیل لحود که در همه‌ی جلسات کابینه در جنگ ۳۳ روزه حضور پیدا کردند. همچنین صراحتا می‌گویم بزرگ‌ترین ضمانت مقاومت در جنگ ۳۳ روزه در حکومت، جناب استاد نبیه بری بود. ایشان با جایگاهی که در مقاومت دارد و با نمایندگی واقعی و کاملش از این جبهه و خط و هواداران توانست مهم‌ترین نقش را در جایگاه رئیس مجلس بازی کند. وقتی رئیس جمهور را که طبیعتا باید نماینده‌ی لبنان در مذاکرات بین المللی می‌بود، کنار گذاشتند، جناب بری خودش را به عنوان مذاکره کننده و نماینده‌ی مقاومت تحمیل کرد.

پس از حوادث ۵ مه ۲۰۰۸ با درخواست آمریکا، کابینه‌ی لبنان تا اذان صبح جلسه داشت! در تاریخ لبنان چنین چیزی درباره‌ی هیچ موضوعی سابقه ندارد. در نهایت نیز تصویب کردند که شبکه‌ی کابلی مقاومت ولو با زور، منحل شود. اما واقعیت این است که هدف، فقط انحلال شبکه‌ی کابلی مقاومت نبود بلکه هدف، درگیر کردن ارتش و مقاومت بود.

چالش ما با اسرائیل هنوز پایان نیافته است. امروز اسرائیل می‌خواهند در سرزمین‌های به اصطلاح مورد مناقشه که البته در واقع جزء خاک لبنان هستند، شهرک‌سازی کند. مجلس عالی دفاع لبنان تصویب کرده است جلوی هرگونه ساختمان‌سازی را در این بخش‌ها بگیرد. اخیرا اسرائیل تحرکاتی در آن بخش‌ها انجام داد و ارتش نیز نیروهایش را به مرز اعزام کرد. معلوم نیست اسرائیل از تصمیمش بر می‌گردد یا نه. اگر برنگشت چه؟ همچنین در موضوع مرزهای آبی. همچنین مزارع شبعا. اسرائیل که هنگام ترسیم مرزها سر یک وجب چانه می‌زند و حاضر نیست قبول کند و درخواست سازش می‌کند، آیا حاضر است کل یک روستا را بدهد؟! همچنین موضوعاتی همچون شلیک اخیر موشک اسرائیلی به داخل آسمان لبنان، افراد گمشده و پرونده‌ی تهدیدهای مستمر اسرائیلی.


همه‌ی باورمندان و حامیان مقاومت و علاقه‌مندان استقلال، امنیت و ثبات لبنان باید در انتخابات مجلس حضور فعال داشته باشند. امروز همچنان گروه‌هایی هستند که درباره‌ی ارزش مقاومت و هزینه‌ی بقای آن بحث دارند. شرکت در این انتخابات مخصوصا برای شما در این استان مستقیما به امنیت و کرامت و کشاورزی و زندگی و عزت شما مرتبط است.

بنده نمی‌گویم کشور ورشکسته است اما اگر انتخاب ما اشتباه باشد قطعا به ورزشکستی دچار خواهد شد. لبنان امروز ۸۰ میلیارد دلار بدهی دارد. بنده هنوز اطلاعات دقیقی از کنفرانس اول اُرز ندارم اما احتمالا ۱۱ یا ۱۲ میلیارد دلار دیگر نیز قرار است به این بدهی افزوده شود. حتی اگر چنین قرضی نیاز به بحث در کابینه نداشته باشد، حتما نیازمند بحث در صحن علنی پارلمان هست. هیچ کس نمی‌تواند به صورت یکجانبه کشور را در بدهی‌های بی‌انتها غرق کند. همچنان راه‌هایی غیر از بالابردن مالیات افراد فقیر، برای درآمد دولت وجود دارد که در رأی‌گیری‌ها به واسطه‌ی برخی محاسبات و تعارفات رأی نمی‌آورد. ما مثل گذشته به هیچ وجه افزایش مالیات اقشار کم‌درآمد را نخواهیم پذیرفت. این مردم به لحاظ معیشتی گرفتار وضعیتی غیر قابل تحمل هستند. همچنین باید بگویم اگر این موضوع در پارلمان مطرح شود و رأی بیاورد ممکن است ما مجبور شویم به خیابان بیاییم. شاید کسی بگوید یعنی چه که شما هم در کابینه و هم در پارلمان حضور دارید و همزمان می‌خواهید به خیابان هم بیایید؟! چرا چنین چیزی ممکن است.


ما سال ۲۰۰۷ به واسطه‌ی مسائل دادگاه بین المللی از کابینه استعفا دادیم، که ای کاش نداده بودیم. گرچه آن موقع مجبور بودیم. بعد از خروج ما، دولت شبانه روز جلسه می‌گذاشت و توطئه می‌کرد. اما ما دیگر استعفا نمی‌دهیم و عقب نمی‌نشینیم. در همه‌ی تصمیم‌گیری‌ها باقی می‌مانیم تا نظرمان را بیان کنیم.

در چند روز گذشته با صدها نفر از شیعیان تماس گرفته شده و گفته شده می‌خواهیم شما را به صورت مجانی به کربلا ببریم! آن هم کی؟ دقیقا در روز انتخابات! ممکن است یک شیعه رأیش را با ۵۰ یا ۲۰۰ دلار نفروشد، اما اشتیاقش به کربلا همچنان سر جای خودش است. هر کس این فکر را کرده، واقعا خلاق بوده است! در هر صورت پیشنهاد ما به همه این است که سفر کربلا را بپذیرید اما بگویید ما فردای انتخابات می‌آییم!

رأی دادن به هر کدام از افراد لیست «امید و وفاداری» دقیقا مثل رأی دادن به نمایندگان حزب الله است و هیچ ترجیحی میان افراد این لیست‌ها وجود ندارد. همه باید حضور پیدا کنند و دست به یک انتخاب صادقانه، رو به آینده، مؤمنانه و وفادارانه بزنند و افرادی را انتخاب کنند که مشکلات مردم را بشناسند و افرادی مسئولیت‌پذیر و امانت‌دار باشند. روز انتخابات همچون همه‌ی روزهای مقاومت، هماوردطلبی، محرومیت‌زدایی، مبارزه با اشغال، زور و ظلم، روز امام موسی صدر است. روز انتخابات روز شیخ راغب، سید عباس و همه‌ی شهدا، مجروحان، آزادگان و مقاومان است.


 

بیاناتی در این رابطه با موضوعات:

دغدغه‌های امت

دغدغه‌های امت

صدر عراق/ به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر
شماره ۲۶۲ هفته نامه پنجره به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر، در پرونده ویژه‌ای به بررسی شخصیت و آرا این اندیشمند مجاهد پرداخته است. در این پرونده می‌خوانید:

-...

رادیو اینترنتی

نمایه

صفحه ویژه جنگ ۳۳ روزه
آن چه به زن سپرده شده، همان چیزی است که به قرآن سپرده شده است. یعنی انسان سازی.

نماهنگ

  • از مشرق بیداری
  • نفوذ اقتصادی اسرائیل در منطقه
  • طعم تلخ بزرگترین شکست

کتاب


سید حسن نصرالله