بسم الله الرحمن الرحیم
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله هو الذي أيدك بنصره وبالمؤمنين
جوامع
سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان: بیانات در روز جهانی قدس

بیانات

19 تیر 1394

سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در روز جهانی قدس

|فارسی|عربی|عکس|فیلم|صوت|
«
به همین خاطر امروز هر کدام از ما در سوریه شهید می‌شود این‌جا در لبنان با کمال افتخار تشییعش می‌کنیم و شهید سوریه‌ی مقاوم، لبنان، فلسطین، ملت‌های منطقه و امت است. بعضی به ما گفتند و نوشتند آیا راه قدس از جونیه [و قبضه کردن کشور] می‌گذرد؟ اگر از ما می‌پرسید هیچ وقت این طور نبوده است. روزی هم نخواهد رسید که راه قدس از جونیه بگذرد. چون ما قدرت‌طلب و در پی اقتدار و سلطه نیستیم... اما بله، راه قدس از قلمون، زبدانی، حمص، حلب، درعا، سویدا و حسکه می‌گذرد چون اگر سوریه از دست برود فلسطین و قدس از دست رفته است.
 گستاخی اسرائیلیان در این کنفرانس به جایی رسیده است که به تشکیل ائتلاف عربی - اسرائیلی علیه تروریسم دعوت کرده‌اند.
 اسرائیل منافق در سوریه، خود را مدافع درزی‌ها معرفی می‌کند در حالی که همه نوع حمایتی را از جبهه‌ی النصره که همه‌ی سوریه و نه تنها درزی‌ها را تهدید می‌کنند انجام می‌دهد.
 جنبش‌های مقاومت به مرحله‌ای نرسیده‌اند که تهدیدی علیه وجود اسرائیل باشند. گفتن واقعیت شرم‌آور نیست. جنبش‌های مقاومت تهدید راهبردی هستند ولی به مرحله‌ای نرسیده‌اند که وجود اسرائیل را تهدید کنند. امروز روی کره‌ی زمین تنها کشوری که اسرائیل آن را تهدیدی علیه وجود خود می‌داند جمهوری اسلامی ایران است.
  آیا اگر بخش کوچکی از میلیاردها دلاری که برای جنگ‌افروزی علیه یمن، سوریه و عراق و سرکوب مردم هزینه شد خرج غزه می‌شد غزه امروز در یک وضعیت معقول قرار نداشت؟
  اسرائیل می‌داند پروژه‌ی تکفیر که بعضی از نظام‌های عربی آن را زیر بال و پر می‌گیرند اصولا هیچ ربطی به فلسطین و قدس ندارد و نبردش جای دیگر است. این پروژه‌ی تکفیری مطلقا در خدمت اسرائیل است و بدون خستگی و به صورت مجانی به نفع اسرائیل دست به ویرانی سوریه و عراق می‌زند و به تخریب یمن کمک می‌کند و در میان همه‌ی مسلمانان و مسیحیان فتنه‌ی مذهبی و فرقه‌ای بر می‌انگیزد و امت و هرگونه بافت ملی را در هر کشوری پاره پاره می‌کند.
  نمی‌توانید در کنار فلسطین باشید مگر این که در کنار جمهوری اسلامی ایران باشید و اگر دشمن جمهوری اسلامی ایران باشید پس دشمن فلسطین و قدس هستید. چرا؟ این یک ادعا نیست. چون تنها امید باقی‌مانده پس از خداوند (سبحانه و تعالی) برای بازگرداندن فلسطین و قدس، این جمهوری اسلامی و پشتیبانی و حمایت آن از ملت‌ها و جنبش‌های مقاومت این منطقه و در رأس آن‌ها ملت فلسطین است.
  از ابتدا ما به روشنی طرفدار خواسته‌های حق مردم سوریه، اصطلاحات و درمان سیاسی بودیم ولی به خاطر سوریه، لبنان و فلسطین طرفدار ویرانی سوریه و حکومت و ارتش آن و تسلط گروه‌های تکفیری بر آن نبودیم.
  به نظر می‌رسد جنگ سعودی دیگر هدف سیاسی ندارد و تنها هدف باقی‌مانده انتقام از یمن و ملت آن است.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

و الحمد لله رب العالمین و الصلات و السلام علی سیدنا و نبینا خاتم النبیین ابی القاسم محمد بن عبدالله و علی آله الطیبین الطاهرین و صحبه الاخیار المنتجبین و علی جمیع الانبیاء و المرسلین.

برادران و خواهران، السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

در ابتدا مثل همیشه به شما به واسطه‌ی این حضور نیکو و پربرکت خوش‌آمد می‌گویم و از شما تشکر می‌کنم. از خداوند (سبحانه و تعالی) می‌خواهم شب‌زنده‌داری‌ها و روزه‌های این ایام را از شما بپذیرد و شما را در والاترین حالاتی که بر بندگان روزه‌دار، شب‌زنده‌دار و عابدش منت می‌نهد به پایان این روزهای با فضیلت، عزیز و گرامی برساند.

بار دیگر در آخرین جمعه‌ی ماه مبارک رمضان برای بزرگداشت روز جهانی قدس که حضرت امام خمینی (قدس سره الشریف) به آن فراخواندند گردآمده‌ایم. هدف امام این بود که قدس و مسئله‌ی فلسطین در درون، فرهنگ، اهتمام، اولویت‌ها، پروژه‌ها، جنبش‌ها، جهاد و مبارزه‌ی امت زنده بماند. هر روزی که می‌گذرد بر حکمت والای این تصمیم امام (رضوان الله تعالی علیه) صحه می‌گذارد. شرایط این روزها و سال‌های منطقه و امت ما نیز بر این نیاز تأکید می‌کنند.

امسال روز قدس را در حالی برگزار می‌کنیم که در ایام سالگرد تجاوز صهیونیستی، وحشیانه و جنایت‌بار اسرائیل به نوار غزه و ساکنان، ملت و مقاومت آن در ماه رمضان قرار داریم. امروز با وجود همه‌ی شرایط دشواری که منطقه و جهان عرب و اسلام‌مان را در بر گرفته است الحمدلله می‌بینیم میلیون‌ها نفر دعوت امام خمینی (رضوان الله علیه)‌ را لبیک گفتند؛ چه در همه‌ی شهرهای ایران که بزرگ‌ترین تجمعات را داشت و چه در کشورهای عربی و اسلامی دیگر؛ بر اساس اعلام رسانه‌ها در عراق، یمن، سوریه، اردن، قطیف سعودی، بحرین، تونس، موریتانی، سودان، غزه، ترکیه، پاکستان و بعضی شهرهای اروپا. این یک نشانه‌ی بسیار مهم و بسیار موجب امیدواری است که هنوز افرادی وجود دارند که قدس را به یاد می‌آورند، -یعنی می‌خواهیم تا این مقدار کوتاه بیاییم- به خیابان‌ها می‌آیند و در مکان‌های گسترده و بزرگی مانند این‌جا جمع می‌شوند و برای یاری این مسئله فریاد دادخواهی سر می‌دهند.

ولی اجازه دهید در ابتدا به طور ویژه به دو تظاهرات یا بزرگداشت نگاهی بیافکنیم. اول: یمن و عزیزانی که امروز با وجود ادامه‌ی تجاوز سعودی آمریکایی به کشور، شهرها، روستاها و دار و ندار و جان‌دار و بی‌جان‌شان و بمباران‌های مداوم حتی در صنعا و درون و اطراف این شهر برای تظاهرات به خاطر فلسطین و قدس به خیابان‌های صنعا آمدند. ده‌ها هزار نفر -نمی‌گویم صدها هزار- برای تظاهرات به خاطر قدس، فلسطین، غزه و ملت فلسطین بیرون آمدند. قاعدتا به لحاظ روانی ما این مسئله را درک می‌کنیم. ملت یمن احساس می‌کند جهان و جهان عرب و اسلام تنهایش گذاشته‌اند. جهان به دو بخش حامی و مخالف این جنگ تقسیم نمی‌شوند بلکه یا موافق جنگند یا سکوت کرده‌اند. کسانی که این جنگ را نپذیرفته‌اند بسیار کم هستند. با این وجود، این مسئله‌ی دردآور، غم‌انگیز و شرم‌آور باعث نشده است ملت یمن بگویند فلسطین، قدس، غزه و ملت فلسطین به ما ربطی ندارد.این مسئله تقدیر، احترام و بزرگ‌داشت انسان را نسبت به اراده، هشیاری، پایداری و اخلاص ملت یمن بر می‌انگیزد؛ ملتی که امروز پایبندی عقیدتی، سیاسی، جهادی و اخلاقی خود را به مسئله‌ی فلسطین اعلام کرد.

دوم: بحرین. آن‌چه موجب شباهت بحرین با یمن می‌شود فروگذاری جهان عرب و اسلام و دنیا از یاری آن‌هاست. در کشورهای دیگر جهان اپوزوسیون، گروه‌های مسلح، انقلاب‌های مردمی یا هر چه شما بنامید توسط تعداد زیادی از کشورها حمایت مالی، تسلیحاتی و رسانه‌ای می‌شوند و برایشان کنفرانس و نشست شورای امنیت برگزار می‌شود و دستگاه‌های جهانی و منطقه‌ای عظیم برایشان به کار می‌افتند. اما امروز بحرین و یمن این طور نیستند. چرا این دو کشور را انتخاب کردم؟ چون گرفتار نوعی مظلومیت خاص هستند. با این وجود مردم همه‌ی شهرک‌ها، خیابان‌ها و روستاهای بحرین برای بزرگداشت روز قدس و تأکید بر پایبندی ایمانی، عقیدتی، جهادی و سیاسی به این مسئله، مسئله‌ی اصلی امت و این که این موضوع برای همه‌ی ما یک موضوع عقیدتی است به خیابان‌ها آمدند. هیچ کدام از تحولات سیاسی جلوی این مسئله را نمی‌گیرند. در بحرین با وجود خطرات و تهدید داعش مبنی بر منفجر کردن مساجد و علی رغم سرکوب نظام -که ممکن است کمی بعد به این مسئله بپردازیم- [این راهپیمایی صورت گرفت].

به هر صورت وقتی به صحنه‌ی منطقه نگاهی می‌افکنیم این میلیون‌ها نفری که امروز به خیابان‌ها آمدند امید عظیمی را شکل می‌دهند.

خب، به مناسبت این روز عظیم اجازه دهید کمی درباره‌ی اسرائیل غاصب قدس صحبت کنم تا ببینیم در چه وضعیتی قرار دارند. چون در طول سال همه‌ی ما مشغولیت‌های دیگری غیر از دشمن داریم و به جاهای دیگر مشغول شده‌ایم. می‌خواهم کمی درباره‌ی بعضی شرایط منطقه و در پایان کمی در زمینه‌ی لبنان سخن بگویم. گرچه صحبت درباره‌ی تحولات سیاسی لبنان به وقت مخصوص و مستقل نیازمند است ولی با این وجود به واسطه‌ی اهمیت تحولات روزها و هفته‌های گذشته بخشی از سخنرانی را به این مسئله اختصاص خواهم دارد.

ابتدا اجازه دهید از دشمن‌مان، اسرائیل غاصب قدس و فلسطین، صحبت کنیم. اسرائیل امروز در چه وضعیتی قرار دارد؟ ماه گذشته، ژوئن، کنفرانسی را در هرتزیلیا برگزار کردند. این کنفرانسی است که هرساله برپا می‌کنند و بنده معمولا در برخی مناسبت‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنم. سران، اهالی سیاست، نظامیان و افراد امنیتی اسرائیلی داخل و مخالف کابینه و متخصصان و مهمانان سرتاسر جهان در این کنفرانس حضور می‌یابند. ماهیت این کنفرانس بررسی مسائل راهبردی اسرائیل و منطقه است. گزارشی را منتشر کردند. بنده می‌خواهم روی برخی از این جملات و بعضی مواضع اسرائیل تکیه کنم تا ببینیم وضعیت امروز اسرائیل در منطقه با توجه به تحولات چگونه است؟

اولین جمله‌ای که در گزارش آمده و بر سر آن اتفاق نظر وجود داشته این است که وضعیت محیط حیاتی و منطقه‌ای اسرائیل بهبود یافته! یعنی جایشان راحت و آرام است و محیط حیاتی‌شان که چهار سال گذشته با آغاز بهار عرب، بیداری اسلامی و انقلاب‌های مردمی آنان را دچار هراس کرده بود امروز و در سال ۲۰۱۵ کاملا تغییر کرده و این گروه خیالشان کاملا راحت است. به سادگی و متأسفانه سران صهیونیست اسرائیل در امت، نظام‌ها، ارتش‌ها، نیروهای هوایی، توپخانه‌ها، موشک‌ها و… یک میلیارد، یک میلیارد و نیمی مسلمانان -امروز بعضی می‌گویند دو میلیارد نفر ولی ما آمارمان قدیمی است! الله اعلم. بگذارید ما همان آمار قدیمی را حساب کنیم.- برای وجود رژیم کوچکی که این کشور شریف و مقدس را اشغال کرده است تهدیدی نمی‌یابند. مگر استثنائاتی که کمی بعد به آن خواهم پرداخت. به همین خاطر آسوده و راحت از بهبود محیط حیاتی صحبت می‌کنند. اسرائیل شاهد آن است که امروز همه‌ی حوادث اطرافش به نفعش است. استثناءها بخش مربوط به خود را دارند و به آن‌ها هم خواهیم رسید چون در این گزارش از آن‌ها صحبت شده است. حاضران و همچنین سران اسرائیل پیش و پس از کنفرانس رضایت خود را از جنگ، ویرانی و کشتاری که سوریه از آن رنج می‌برد ابراز کرده‌اند؛ فارغ از نتیجه‌ای که سوریه به آن خواهد رسید. آن‌ها امروز زیاد نگران نتیجه نیستند بلکه از همین چیزهایی که این روزها رخ می‌دهد خوشحالند. یعنی یکی از کشورهای اصلی خط و پروژه‌ی مقاومت که زیر بار سلطه‌ی آمریکا و اسرائیل و شرط‌های اسرائیلی برای سازش در زمینه‌ی فلسطین و منطقه نمی‌رود امروز در مسیر ضعف و ویرانی است. این سخن اسرائیلیان آسوده‌خاطر است. به همین خاطر بعضی سران صهیونیست درخواست کرده‌اند در سطح بین المللی برای قانع کردن جهان به اعتراف رسمی به پیوستن همیشگی جولان به حکومت غاصب اسرائیل تلاش صورت بگیرد. الآن می‌خواهند در این جهت تلاش‌های دیپلماتیک آغاز کنند. با این بهانه که شرایط سوریه این است که می‌بینید. متأسفانه دلیل جدیدی پیدا شده که بازگرداندن جولان به سوریه خطرناک است. همچنین دعوت به راه‌اندازی پروژه‌های جدید شهرک‌سازی در جولان و رساندن تعداد شهرک‌نشینان به ۱۰۰.۰۰۰. این در کنفرانس مطرح شده است.

در زمینه‌ی یمن: اسرائیل رضایت خود را از تجاوز سعودی آمریکایی به یمن و همبستگی‌اش با سعودی را ابراز می‌کند. و مسئولانش از لزوم مشارکت استراتژیک با سعودی و میانه‌روهای عرب برای جلوگیری از تهدیدهای آینده‌ی یمن صحبت می‌کنند. چون افراد با نگاه‌ها و از زاویه‌های مختلف به یمن می‌پردازند. ولی نگاه اسرائیلی می‌گوید: یمن اگر استقلال یابد، اگر سرور، آزاده، مستقل و تابع اراده‌ی ملت یمن شود قطعا مقاوم و بخشی از خط مقاومت و حتما تهدیدی استراتژیک برای اسرائیل خواهد بود. امروز جنگ‌افروزی علیه یمن بزرگ‌ترین خدمتی است که سعودی برای اسرائیل انجام می‌دهد. اسرائیلی‌ها هم از این خدمت مجانی خوش‌حالند. هر کس به مسائل استراتژیک، نظامی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی منطقه آشنا باشد موقعیت استراتژیک یمن را به واسطه‌ی باب المندب و دریای سرخ درک می‌کند.

اسرائیل خوشنودی خود را از خانه‌جنگی‌های موجود در سرتاسر منطقه ابراز می‌کند و با دستگاه‌های اطلاعاتی و… خود به این جنگ‌ها دامن می‌زند. متأسفانه بسیاری از کشورها گرفتار این مصیبت شده‌اند. امروز متأسفانه به اسم جنگ‌های فرقه‌ای برای الجزایر نیز دام پهن کرده‌اند. البته بنده اطلاعات جزئی و ادعای احاطه به این پرونده را ندارم. ولی وقتی مشکلاتی در بعضی مناطق به وجود می‌آید رسانه‌ها از اختلافات نژادی سخن می‌گویند و اختلاف عرب و بربرها را مطرح می‌کنند. اما بنده در روزهای گذشته بعضی شبکه‌های ماهواره‌ای خارجی عرب‌زبان را دیدم که از نبرد مالکی‌ها و اباضی‌ها صحبت می‌کنند. یعنی غرب می‌خواهد این نبردها را نبردهای مذهبی و فرقه‌ای جلوه دهد. و این آن چیزی است که در همه‌ی منطقه دارد روی آن کار می‌شود.

گستاخی اسرائیلیان در این کنفرانس به جایی رسیده است که به تشکیل ائتلاف عربی - اسرائیلی علیه تروریسم دعوت کرده‌اند. تصور کنید! اسرائیل به تشکیل ائتلاف عربی - اسرائیلی علیه تروریسم دعوت می‌کند. تروریسم از نظر آن‌ها یعنی چه؟ ایران و جنبش‌های مقاومت. البته به خاطر این که زیاد رسوا نشوند داعش را هم به ما اضافه کرده‌اند. ولی طبیعتا النصره، القاعده، انصار بیت المقدس، بوکو حرام و… را نیاورده‌اند.

این اسرائیل منافق، در صحرای سینا با مصر ادعای همبستگی می‌کند ولی برای آتش‌افروزی میان مصر، نوار غزه و مخصوصا جنبش حماس دست به تحریک می‌زند.

در سوریه، خود را مدافع درزی‌ها معرفی می‌کند در حالی که خود همین اسرائیل همه نوع حمایتی را از جبهه‌ی النصره و گروه‌های مسلح تکفیری که همه‌ی سوریه و نه تنها درزی‌ها را تهدید می‌کنند انجام می‌دهد. این نفاق و دروغ است. اما فارغ از همه‌ی جزئیات: اسرائیلی که خودش منشأ و ریشه‌ی تروریسم، حکومت تروریسم و رژیمی است که نظام‌های تروریست آن را ایجاد کرده‌اند و اگر به زبان فلسفی صحبت کنیم حکومتی است که ماهیت و طبیعتش تروریسم است خودش را به عنوان مبارز علیه تروریسم معرفی می‌کند. نگاه کنید به کجا رسیده‌ایم! همین اسرائیل تنها یک سال قبل در غزه مرتکب پلیدترین جنگ، جنایات جنگی و جرایم ضد بشری شد. بعضی سازمان‌های جهانی که در طول عمرشان با اسرائیل تعارف می‌کرده‌اند این بار نتوانستند در گزارش‌های بین المللی‌شان این حقیقت را کتمان کنند که اسرائیل چه قدر زن و کودک کشت، خانه ویران کرد و خون شهرنشینیان غزه را به زمین ریخت. سپس می‌آید و خود را یک حکومت متمدن معرفی می‌کند و می‌خواهد بخشی از پروژه یا خط مبارزه با تروریسم باشد. طبیعتا این اوج وقاحت است. باید گول نخوریم. متأسفانه بعضی از مردم چون به واسطه‌ی تروریسم لگدکوب می‌شوند ممکن است به این نتیجه برسند که من به اسرائیل چه کار دارم؟ امروز اولویت من همین تروریسمی است که به من حمله کرده. تروریسم تکفیری از شدیدترین مصیبت‌هایی است که گریبانگیر امت ماست. چون آن‌ها مردم را بر اساس سیاست و پروژه‌ی سیاسی نمی‌کشند بلکه بر اساس خاستگاه دینی، فکری یا مذهبی‌شان می‌کشند. و همه‌ی کشتارهایی که امروز در سرتاسر منطقه رخ می‌دهد بر این اساس است نه بر مبنای پروژه یا نبرد سیاسی.

خب، آخرین چیزی که درباره‌ی دشمن‌مان شاهد آن هستیم: چه کسی را دشمن تلقی می‌کنند؟ به نظر آن‌ها چه کسی تهدید محسوب می‌شود؟ یک کشور به نظرشان تهدید است. پس از اتفاقاتی که برای سوریه افتاد از دایره‌ی کشورهای تهدیدکننده خارج شد. فقط جمهوری اسلامی ایران است. به همین خاطر می‌بیند در کنفرانس هرتزیلیا و قبل و بعدش همه‌ی ذهن اسرائیل دغدغه‌مند و نگران ایران و جمهوری اسلامی و پرونده‌ی هسته‌ای، گسترش توان موشکی، وضع اقتصادی، دموکراسی، همبستگی ملت با نظام، سلامتی رهبرش و هر چیزی است که به ایران ربط داشته باشد. می‌بینید اسرائیل همه‌ی این‌ها را جلویش گذاشته و در داخل و خارج ایران و در سطح نشست‌های بین المللی مشغول آن است. جمهوری اسلامی ایران و در کنار آن جنبش‌های مقاومت سیبل اسرائیل هستند. چون با وجود ارزش و جایگاهی که برای جنبش‌های مقاومت و خودمان قائلیم -اشکالی ندارد کمی از خودمان هم تقدیر کنیم!- ولی جنبش‌های مقاومت به مرحله‌ای نرسیده‌اند که تهدیدی علیه وجود اسرائیل باشند. گفتن واقعیت شرم‌آور نیست. این‌ها واقعیت است. بله، جنبش‌های مقاومت تهدید راهبردی هستند ولی به مرحله‌ای نرسیده‌اند که وجود اسرائیل را تهدید کنند. امروز روی کره‌ی زمین تنها کشور یا نظامی که اسرائیل آن را تهدیدی علیه وجود خود می‌داند جمهوری اسلامی ایران است. این واقعیت است. اگر کسی صحبت دیگری دارد می‌شنویم. به همین خاطر همه‌ی جهان، آمریکا و کنگره را علیه ایران تحریک می‌کند. نتانیاهو حاضر است برای تحریک کنگره علیه ایران، روابطش را با کاخ سفید خراب کند. تحریک عرب‌ها و بسیاری از نظام‌های عرب که اصولا محاسبات، ذهن و ساختارشان همین‌گونه است.

سؤال: به عنوان عرب و مسلمان، فلسطینی و ملت‌های منطقه کمی آرام بنشینیم و ذهنمان را از صدای شلیک گلوله‌ها، تک‌تیراندازها، فریادها، مشکلات و شبکه‌های ماهواره‌ای عربی خالی کنیم و تأمل کنیم و بپرسیم چرا اسرائیل از همه‌ی این جهان عرب و اسلام و دنیا و یک و نیم، دو میلیارد مسلمان و کشورها، ارتش‌ها و ملت‌ها نمی‌ترسد، هیچ کس نگرانش نمی‌کند و برای هیچ کس هیچ ارزشی قائل نیست مگر ایران؟ چرا ایران؟ در روز جهانی قدس جای چنین سؤالی نیست؟ چرا صهیونیست‌ها این‌چنین مطلق با ایران دشمنی می‌ورزند؟ چرا چنین حساسیت، دغدغه، نگرانی، ترس و حذری را از طرف اسرائیل نسبت به سعودی یا هیچ نظام عربی دیگری نمی‌بینیم؟ تا نگویید امروز سید مدام سر به سر عربستان می‌گذارد. نه یک سؤال منطقی و طبیعی است. چرا؟ همین الآن ارتش‌های عربی میلیاردها دلار هواپیما، موشک، توپ، ضدزره و موشک‌های دوربرد می‌خرند ولی هیچ نکته‌ای از جانب اسرائیل وجود ندارد. چون اطمینان، وثوق و ضمانت دارند؛ آن هم نه فقط ضمانت‌های مکتوب. آن‌ها کاملا به این تفکر و نظام رسمی عربی اطمینان دارند و نیازی به ضمانت آمریکا یا ضمانت مکتوب ندارند. تجربه بهترین دلیل است. مثلا عمده‌ی همین عرب‌ها در این ۶۷ سال چه کرده‌اند؟ اسرائیل خیلی آسان یقین دارد نظام رسمی عرب فلسطین، قدس و ملت فلسطین را فروخته‌اند. دلیل؟ ۶۷ سال گذشته و امروز. همین یک سالی که بر غزه گذشت. خانه‌های غزه بازسازی شد؟ مجروحان، حصار و مردم غزه در چه وضعیتی هستند؟ آیا اگر بخش کوچکی از میلیاردها دلاری که برای جنگ‌افروزی علیه یمن، سوریه و عراق و سرکوب مردم هزینه شد خرج غزه می‌شد غزه امروز در یک وضعیت معقول قرار نداشت؟ خب، این‌ها اهل فلسطین و اهل این امت نیستند؟ ببخشید که بار دیگر از این ادبیات استفاده می‌کنم. در این دوران مجبوریم. آیا این‌ها اهل سنت و جماعت نیستند؟ آیا مسلمان اهل صیام و قیام نیستند؟ چرا تنها گذاشته شده‌اند؟ چون یک تصمیم رسمی عربی وجود دارد که فلسطین را فروخته‌اند. چیزی به نام فلسطین وجود ندارد. فلسطینی‌ها در این زمینه خودشان را بیهوده به زحمت می‌اندازند. همچنین اسرائیل می‌داند پروژه‌ی تکفیر که بعضی از نظام‌های عربی آن را زیر بال و پر می‌گیرند اصولا هیچ ربطی به فلسطین و قدس ندارد و نبردش جای دیگر است. این پروژه‌ی تکفیری مطلقا در خدمت اسرائیل است و بدون خستگی و به صورت مجانی به نفع اسرائیل دست به ویرانی سوریه و عراق می‌زند و به تخریب یمن کمک می‌کند و در میان همه‌ی مسلمانان و مسیحیان فتنه‌ی مذهبی و فرقه‌ای بر می‌انگیزد و امت و هرگونه بافت ملی را در هر کشوری پاره پاره می‌کند. چه کسی هنوز پرچم را بالا نگه می‌دارد؟ بنده این‌جا برای تمجید از ایران سخنرانی نمی‌کنم، می‌خواهم به محل بحث برسم و درخواست کنم موضع بگیرید. هنوز یک کشور پرچم را بالا نگه می‌دارد و پیشاپیش همه در حرکت است و حتی اگر توافق هسته‌ای و مذاکرات هسته‌ای متوقف به پذیرش اصل این رژیم باشد، آن را نمی‌پذیرد. چه این که هنوز در وین هستند و مذاکرات هنوز ادامه دارد. به یاد دارید نتانیاهو درخواست کرد توافق باید حاوی بندی باشد که ایران در آن به وجود حکومت اسرائیل اعتراف کند. بنده به شما می‌گویم اگر در پرونده‌ی هسته‌ای به ایران همه‌ی خواسته‌هایش و هر چیزی را که در مخیله‌اش هم جای نداشته بدهند ولی شرطش اعتراف ایران به وجود حکومت اسرائیل باشد جمهوری «اسلامی» ایران، جمهوری امام خمینی به رهبری حضرت امام خامنه‌ای و دولت، مجلس و ملت ایران با چنین ماده و بندی موافقت نخواهند کرد. چون در چنین حالتی از دینشان خارج خواهند شد. آن‌ها می‌دانند ایران این است. این ایران همچنان با وجود تحریم‌های سختی که بیش از سی سال است از آن‌ها رنج می‌برد و تهدید مستمر به جنگ و بمباران تأسیساتش، پیشاپیش همه در حرکت است و در روز روشن از کشورها، ملت‌ها و جنبش‌های مقاومت در سطح سیاسی، معنوی، مادی، مالی و تسلیحاتی حمایت می‌کند. این کار را هیچ کس جرأت ندارد بکند، یا اگر مبالغه نکنم بسیاری جرأت چنین کاری ندارند. به خاطر این که ایران چنین تهدیدی علیه اسرائیل و پروژه‌ی سلطه‌ی آمریکا بر منطقه است در گذشته به آن جنگ‌های نظامی تحمیل شد و امروز جنگ‌های رسانه‌ای، سیاسی، روانی و اقتصادی به آن تحمیل می‌شود و بازیگران و همپیمانان آمریکا در منطقه که در دهه‌های گذشته بهترین پشتیبانان منطقه‌ای اسرائیل بوده‌اند در این جنگ‌ها مشارکت می‌کنند.

در روز جهانی قدس بگذارید با مسلمانان، مسیحیان، عرب‌ها، فلسطینیان، جنبش‌های مقاومت و همه‌ی پشتیبانان و حامیان مسئله‌ی فلسطین صریح باشم. نمی‌توانید در کنار فلسطین باشید مگر این که در کنار جمهوری اسلامی ایران باشید و اگر دشمن جمهوری اسلامی ایران باشید پس دشمن فلسطین و قدس هستید. چرا؟ این یک ادعا نیست. چون تنها امید باقی‌مانده پس از خداوند (سبحانه و تعالی) برای بازگرداندن فلسطین و قدس، این جمهوری اسلامی و پشتیبانی و حمایت آن از ملت‌ها و جنبش‌های مقاومت این منطقه و در رأس آن‌ها ملت فلسطین است. پس تا زمانی که جهان به خطوط، اردوگاه‌ها و جبهه‌ها تقسیم می‌شود بگذارید روشن و صریح باشیم اگر کسی بخواهد جدی و مخلص باشد، عصبیت‌ها را کنار بگذارد و منطقی باشد منطق و سخنان آن‌ها این است. دشمن بر سر آن‌چه گفتم اجماع دارند. هیچ کس در اسرائیل چیزی غیر از این را درباره‌ی جمهوری اسلامی ایران نمی‌گوید. و اما درباره‌ی تلاش برای فرار از این موضع تاریخی و تعیین‌کننده به بهانه‌ی پروژه‌ی پارسی: چنین پروژه‌ای وجود ندارد. این یک فریب به منظور دور کردن مردم از یک همپیمان جدی و واقعی برای عرب و مسلمانان و ملت‌های منطقه به نام ایران است. هر صحبتی درباره‌ی پروژه‌ی صفوی بی‌معنا و نبش قبر تاریخ است. همچنین هر سخنی پیرامون هلال شیعه. خب، الآن ایران را در یمن متهم می‌کنند. این طوری که هلال هم خراب می‌شود! این هلال از ایران، عراق، سوریه و لبنان می‌گذشت. حالا چطور می‌خواهند به یمن برسانندش؟ این‌ها چه حرف‌های بی‌ارزشی است آخر؟ این‌ها همه دروغ‌هایی است که عقل رسمی فاسد عرب که از فلسطین و قدس شانه خالی کرده ساخته است و اگر کسی برای دادن دست یاری به فلسطین و قدس نزدیک شود آن را به دشمن تبدیل می‌کند. دلیل هم این که شاه وقتی در کنار اسرائیل بود دشمن آن‌ها نبود. می‌خواهند ایران را به دشمن تبدیل کنند. اما به چه روشی؟ می‌آیند و می‌گویند این هلال شیعه، پروژه‌ی پارسی و صفوی است و این‌ها به فکر گسترش تشیع هستند. این حرف‌ها همه‌اش بی‌اساس است. خب، این یک.

کمی هم از منظر قدس به منطقه می‌پردازیم. از منظر قدس، باید در سوریه درمان سیاسی انجام شود. همه‌ی کشورهایی که با پول، سلاح، قاچاق جنگجو، رسانه، تحریک و جلوگیری از دیدار و گفت و گوی سوری‌ها در آتش سوریه می‌دمند باید دست از این کار بکشند. چون بنده اعتقاد و اطلاع دارم بعد از همه‌ی این تحولاتی که پیش آمده است اگر جنگجویان خارجی را در سوریه کنار بگذارید و از اهالی واقعی سوریه حتی مخالفان مسلح سؤال کنید از عمق جان خواستار درمان مسائل کشورشان هستند و می‌دانند راه حل نظامی وجود ندارد و تنها گزینه درمان سیاسی است. اما دلایل قطعی وجود دارد که افرادی هستند که جلوی درمان سیاسی را می‌گیرند. سوریه باید دوباره عافیت و جایگاهش را به دست بیاورد. بعضی هنوز بر ادامه‌ی این ماجراجویی‌های خطرناک اصرار دارند و خیال می‌کنند در حال جلوانداختن سقوط سوریه هستند. هنوز همان توهم‌های پنج سال پیش وجود دارد. مدتی قبل وقتی ادلب سقوط کرد بعضی گفتند کار سوریه تمام شد و شروع کردند به روزشماری. در حالی که پنج سال است روز و هفته می‌شمارند. روز، هفته، ماه و سال نشمارید. از بنده بشنوید که بنده با خبرم. شما هم می‌دانید ولی بعضی عجله دارند. در هفته‌های گذشته صحنه به روشنی تغییر کرد. ایستادگی ارتش سوریه و نیروهای مردم در برابر حمله‌های عظیم در درعا، سویدا، حسکه، حلب، سهل الغاب و آغاز به دست گرفتن کنترل اوضاع زبدانی، تدمر و اطراف تدمر. هر کس به فکر سرنگون کردن سوریه از راه نظامی است بنده می‌گویم نمی‌توانید و باید وارد جنگی طولانی و بی‌نتیجه شوید. سوریه ایستاده است و خواهد ایستاد و همراهانش همراهی‌اش خواهند کرد. بعضی‌ها تلاش کردند جنگ روانی راه بیاندازند و با گزارش‌ها و شایعه کردن اطلاعات دروغ بگویند روسیه از موضوع خارج شده است. بعد از دیدار وزیر معلم با پوتین مشخص شد پوتین اصرار دارد در برابر رسانه‌ها درباره‌ی موضع روسیه و پایبندی روسیه به سوریه صحبت کند. موضع ایران در قبال سوریه قطعی است. همراهان سوریه همراهش هستند و همراهی‌اش خواهند کرد. ما نیز همراه سوریه بوده‌ایم، هستیم و خواهیم بود. از ابتدا ما به روشنی طرفدار خواسته‌های حق مردم سوریه، اصطلاحات و درمان سیاسی بودیم ولی به خاطر سوریه، لبنان و فلسطین طرفدار ویرانی سوریه و حکومت و ارتش آن و تسلط گروه‌های تکفیری بر آن نبودیم. وقتی در سوریه می‌جنگیم، در روز روشن می‌جنگیم و وجودمان را پنهان نمی‌کنیم.

به همین خاطر امروز هر کدام از ما در سوریه شهید می‌شود این‌جا در لبنان با کمال افتخار تشییعش می‌کنیم و شهید سوریه‌ی مقاوم، لبنان، فلسطین، ملت‌های منطقه و امت است. بعضی به ما گفتند و نوشتند آیا راه قدس از جونیه [و قبضه کردن کشور] می‌گذرد؟ اگر از ما می‌پرسید هیچ وقت این طور نبوده است. روزی هم نخواهد رسید که راه قدس از جونیه بگذرد. چون ما قدرت‌طلب و در پی اقتدار و سلطه نیستیم. در هر صورت آن دوره شرایط خودش را داشت که نمی‌خواهم وارد پیچیدگی‌هایش شوم. اما بله، راه قدس از قلمون، زبدانی، حمص، حلب، درعا، سویدا و حسکه می‌گذرد چون اگر سوریه از دست برود فلسطین و قدس از دست رفته است.

اما یمن از منظر قدس. تجاوز سعودی - آمریکایی به یمن که بار دیگر آن را به شدت محکوم می‌کنیم باید متوقف شود. ما در حزب الله شبانه روز و در هر لحظه، هر ساعت و در هر مناسبتی این تجاوز وحشیانه، غیر منطقی و غیر انسانی سعودی و پشتیبانان آن را علیه یمن و ملت آن محکوم می‌کنیم و به این وسیله به خداوند تقرب می‌جوییم. ۱۰۷ روز از تجاوز می‌گذرد. چه نتیجه‌ای به دست آوردند؟ شکست پشت شکست. نمی‌خواهم وقتتان را بگیرم. شما و بنده روزه‌ایم. در موردش قبلا صحبت کرده‌ایم و به خاطر دارید. عزیزان، اهداف طوفان استواراندیشی را بیاورید و نشان بدهید کدامش محقق شده است؟ دوستان، اهداف بازیابی امید را بیاورید و نشان بدهید کدامش محقق شده است؟ چیزی جز شکست پشت شکست نخواهید یافت. آیا وقت آن نرسیده که نظام سعودی دریابد جنگش علیه یمن دیگر افقی ندارد؟ و ناتوان‌تر از آن است که اراده‌ی ملت یمن را به زانو درآورد؟ و دل بستنش به گروه‌های داخلی نتیجه‌ای جز ریخته شدن خون‌های بیش‌تر ندارد؟ و ادامه‌ی بمباران هوایی، اراده‌ی این ملت را که بر استقلال، آزادی، سروری و کرامت اصرار دارند از بین نخواهد برد؟ همین تظاهرات امروز صنعا. دیدید و شعارهایشان را شنیدید. بعد از ۱۰۷ روز جنایت و بمباران همه جا، بیمارستان، شهرها، حتی بازارها در ماه رمضان. می‌دانند این‌جا بازار است، اشتباه نمی‌کنند، کسی هم کنار بازار کاتیوشا نگذاشته است، بازار است، وسط یمن، موشک از آن‌جا اصلا به خاک سعودی نمی‌رسد، ولی بمباران می‌کنند و هر روز ده‌ها نفر به شهادت می‌رسند. با این حال این ملت امروز به خیابان‌ها آمدند و موضعشان را گفتند و اراده‌شان را بیان کردند. برادران و خواهران، به نظر می‌رسد جنگ سعودی دیگر هدف سیاسی ندارد و تنها هدف باقی‌مانده انتقام از یمن و ملت آن است. حوادث این روزهای یمن دیگر عملیات نظامی نیست. آیا ارتش سعودی می‌خواهد وارد یمن شود؟ فعلا دارد از پایگاه‌هایش در مرزها دفاع می‌کند. بنده اسم‌هایشان را حفظ نمی‌کنم. ولی وارد پایگاه‌ها که می‌شوند سعودی‌ها فرار می‌کنند اما خود یمنی‌ها عقب می‌نشینند چون اگر بمانند بمبارانشان می‌کنند و باید ضدهوایی داشته باشند. فقط در هواپیما قوی هستند. هواپیما دارند و بمباران و ویران و جنایت می‌کنند. ارتشتان اول بتواند پایگاه‌های مرزی را حفظ کند بعد ببینیم توان ورود به خاک یمن را دارید یا نه؟ این عملیات دیگر نه نظامی است و نه سیاسی، عملیات انتقام است. می‌گویند شما ملت یمن از اطاعت ولی امر -کسی که خودش را ولی امر می‌داند- و عبودیت سرور سعودی خارج شده‌اید و می‌خواهید مستقل باشید و این ممنوع است. در این منطقه ممنوع است ملتی مستقل باشد. خیلی خب، هزینه‌ی انتخابتان را بپردازید. هزینه‌اش چیست؟ بمباران، ویرانی، کشتار و فشار. ماجرا این است. چیز دیگری نیست. اتفاقی که امروز در حال وقوع است این است. در هر حال سعودی باید از خر شیطان پایین بیاید و جهان باید کمکش کند که پایین بیاید. جنگ هر قدر هم طولانی شود کسی که در حال دفاع از کرامت، ملت، استقلال و آزادی‌اش است گزینه‌ای جز ادامه‌ی دفاع ندارد. این گزینه‌های مهاجم است که تمام می‌شود. بنده معتقدم گزینه‌های سعودی تمام شده است.

چند جمله هم درباره‌ی کویت: در کنار و پیش از مسئله‌ی کویت باید انفجارهای قدیح در قطیف و دمام و این تجاوز به مساجد و اهل و نمازگزاران مساجد را محکوم کنیم و نسبت به خطر این مسئله هشدار دهیم. طبیعتا در گذشته بنده به واسطه‌ی حساسیت شرایط داخلی سعودی -که خبر دارید- در این باره صحبت نکرده بودم و الآن هم صحبت نمی‌کنم. باید انفجاری که مسلمانان روزه‌دار نمازگزار را در مسجد امام صادق (ع) کویت هدف قرار داد محکوم و با آن‌ها ابراز همدردی کنیم. و در مقابل باید از امیر، دولت، مجلس امت یعنی پارلمان، نیروهای سیاسی و اجتماعی، علما، اهل سنت، شیعیان، رسانه‌ها و مردم کویت که الگوی فوق العاده‌ای در برخورد با این حادثه‌ی خطرناک از خود نشان دادند قدردانی کنیم. کاش این الگو به همه‌ی کشورهای عربی و اسلامی تعمیم پیدا کند. کاش وقتی مسجد، کلیسا، حسینیه، بازار، مدرسه یا خیابانی با چنین انفجار و تجاوز وحشیانه‌ای به افراد بی‌گناه رو به رو می‌شود ببینیم شخص اول کشور، دولت، نمایندگان، نیروهای سیاسی، رسانه‌ها و فرقه‌های گوناگون کشور هم‌یاری، هم‌کاری، هم‌دردی و هم‌افزایی می‌کنند. یک صحنه‌ی بشری و اخلاقی که انسان جز ادای احترام در مقابل آن کاری نمی‌تواند بکند. چرا انسان از این صحنه شگفت‌زده می‌شود؟ چون طبق اطلاع بنده از رسانه‌ها هیچ کس در کویت چه در پارلمان، دولت، رسانه‌ها و نیروهای واقعی حاضر در جامعه‌ی کویت کار مجریان این عملیات را توجیه نکرد یا برای آن دلیل نتراشید. به هیچ وجه. برعکس، همه این عملیات را محکوم کردند و از طرف مقابل دفاع. سودی که بردند کشورشان بود. چون کسی که خود را در مسجد منفجر کرد بر اساس سیاست این کار را نکرد. شما از دسته‌بندی‌ها خبر دارید و می‌دانید درون شیعیان نمی‌گویند این‌ها طرفداران ایران هستند و این‌ها نه و… . این‌ها را کشتند فقط چون شیعه بودند. هدفشان فتنه‌ی مذهبی در کویت بود. هدف این بود که بعضی شیعیان آشفته شوند و واکنش نشان دهند، سپس اهل سنت واکنش نشان دهند و کشور نابود شود. در حالی که کشور خودش دستگاه اطلاعاتی دارد. رفتار امیر، دولت، ملت و پارلمان کویت باعث شد کشورشان را سود بردند و تهدید را به فرصت تبدیل کردند. تهدید فتنه‌ی مذهبی و ویرانی کشور را به فرصت وحدت و انسجام ملی و ایمن ساختن کشور در برابر این تکفیریان فتنه‌گر تبدیل کردند. خواهش می‌کنیم این رفتار تعمیم پیدا کند.

اما در بحرین برعکس شد. به یاد دارید که پس از انفجار مسجد امام صادق(علیه السلام) بیانیه‌های داعش که صادر شد که مسئولیت انفجار کویت را بر عهده گرفتند و تهدید کردند مساجد بحرین را منفجر می‌کنند. نظام بحرین به جای این که از تهدیدهای داعش برای دیدار، گفت و گو، در بر گرفتن و برخورد پدرانه، برادرانه، اخلاقی و انسانی استفاده و علما، نمادها و رهبران آن‌ها را از زندان آزاد کند و بگوید ای ملت، عزیزان، مردم و مخالفان، کشور در خطر است، تهدید متوجه همه‌ی ماست، بیایید گفت و گوی ملی راه بیاندازیم، دوران جدیدی آغاز کنیم و احکام ظالمانه‌ای را که در حق رهبران و نمادهای مخالفان غیر مسلح بحرین و آخرین آن‌ها حضرت برادر شیخ علی سلمان، دبیر کل جمعیت الوفاق، صادر شده لغو کنیم آمدند از تهدید برای هیمنه، سلطه، سرکوب، تسلط امنیتی و محدود کردن آزادی‌ها استفاده کردند. البته همه‌ی این‌ها هیچ فایده‌ای ندارد چون ملت بحرین جنبش مسالمت‌آمیزش را ادامه می‌دهد. این که امروز این ملت برای مسئله‌ی امت به خیابان‌ها آمدند چنان که گفتم بهترین دلیل بر هشیاری و تعهد عقیدتی و سیاسی آن‌هاست.

[بخش لبنان ان شاءالله در روزهای آینده منتشر خواهد شد.]

برادران و خواهران، در روز قدس و با در نظر گرفتن همه‌ی این تاریخ، همه‌ی این تجربه‌ها و همه‌ی شرایط، تحولات و تازه‌های منطقه چه گزینه‌هایی برای ملت فلسطین باقی مانده است؟ چه گزینه‌ای برای کسانی که به قدس و کرامت اماکن مقدس اسلامی و مسیحی فلسطین ایمان دارند باقی مانده است؟ دل بستن به نظام عرب؟! انتظار کشیدن برای داعش، النصره و القاعده؟! انتظار کشیدن برای جامعه‌ی بین الملل؟! انتظار کشیدن برای بوکو حرام؟! انتظار کشیدن برای پادشاهان، رؤسا، امیران و اتحادیه‌ی عرب که خودش هم حال خودش را نمی‌داند و منتظر است ببیند خدا چه می‌خواهد؟! یا گزینه‌ی مقاومت؟ تجربه، منطق، عقل، دلیل، واقعیت، تاریخ، سنت‌ها و قوانین همه می‌گویند ملت فلسطین و ملت‌های منطقه که قصد محافظت از وجود، کرامت، استقلال و منابع و بازگرداندن اماکن مقدس خود را دارند گزینه‌ای جز مقاومت ندارند.

در روز قدس ما در حزب الله با امام خمینی‌مان، امت‌مان، ملت‌های امت‌مان و ملت عزیز و فداکار لبنان‌مان که هر روز در مقاومت و در راه مقاومت شهید می‌دهند تجدید پیمان می‌کنیم که مقاوم خواهیم ماند؛ مقاومتی که هر قدر فداکاری بطلبد و هر قدر قافله‌ی شهیدان طولانی گردد همچنان از ملت، امت و اماکن مقدسش در برابر پروژه‌های اشغال، شهرک‌سازی و سلطه‌گری دفاع می‌کند چون این تنها راهی است که به قدس، کرامت و پیروزی می‌رسد.

خداوند از شما قبول کند، بار دیگر در حالی که امت ما در وضعیت بهتری از امروز باشد این ماه گرامی را به شما بنمایاند و شما را به عید پیش رو برساند.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.


 

بیاناتی در این رابطه با موضوعات:

دغدغه‌های امت

دغدغه‌های امت

صدر عراق/ به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر
شماره ۲۶۲ هفته نامه پنجره به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر، در پرونده ویژه‌ای به بررسی شخصیت و آرا این اندیشمند مجاهد پرداخته است. در این پرونده می‌خوانید:

-...

رادیو اینترنتی

نمایه

صفحه ویژه جنگ ۳۳ روزه
به روش امام موسی صدر برای وحدت نیاز داریم.

نماهنگ

  • حزب الله در ذهنیت اسرائیلی
  • گزارش کمیته پیگیری سرنوشت امام موسی صدر
  • راهبردهای اسرائیل در اوراسیا

کتاب


سید حسن نصرالله