بسم الله الرحمن الرحیم
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله هو الذي أيدك بنصره وبالمؤمنين
جوامع
سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان: بیانات در مصاحبه با شبکه‌ی خبری سوریه

بیانات

17 فروردین 1394

سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در مصاحبه با شبکه‌ی خبری سوریه

|فارسی|عربی|فیلم|صوت|
«
نبرد جاری در منطقه، حتی نبرد با اسرائیل، فرقه‌ای نیست. یهودی‌ها پیروان یک دین آسمانی هستند. قاعدتا اسلام در زمینه‌ی دیگر ادیان آسمانی نگاه خود را دارد. یهودیان در بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی حضور داشتند و هم‌چنان حضور دارند. مشکل ما با صهیونیست‌هایی است که آمدند، فلسطین را اشغال کردند، به ملت فلسطین، سوریه، لبنان و همه‌ی منطقه تجاوز کردند، کشتند و مرتکب جنایت شدند. جنگ، نبرد و قتال ما نبرد مسلمانان و یهودیان نیست، نبرد مسلمانان و صهیونیست‌هاست.
 این برهه بسیار حساس و خطیر است و به همین دلیل به نظرم این شیوه‌ی متفاوت ارتباط با ملت سوریه و افکار عمومی عرب مهم بود.
 نبرد جاری در منطقه، حتی نبرد با اسرائیل، فرقه‌ای نیست. یهودی‌ها پیروان یک دین آسمانی هستند. قاعدتا اسلام در زمینه‌ی دیگر ادیان آسمانی نگاه خود را دارد. یهودیان در بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی حضور داشتند و هم‌چنان حضور دارند. مشکل ما با صهیونیست‌هایی است که آمدند، فلسطین را اشغال کردند، به ملت فلسطین، سوریه، لبنان و همه‌ی منطقه تجاوز کردند، کشتند و مرتکب جنایت شدند. جنگ، نبرد و قتال ما نبرد مسلمانان و یهودیان نیست، نبرد مسلمانان و صهیونیست‌هاست.
  حوادث منطقه به طور شاخصی سیاسی و در خدمت هدف‌ها و پروژه‌های سیاسی هستند و در بسیاری از مواقع دین در آن‌ها به صورت اشتباه، منفی و نادرست استفاده می‌شود و موجب وهن دین می‌شود.
  در لبنان ما واقعا هم‌پیمانانمان را از ورودمان به سوریه خبر نکردیم تا کسی را به زحمت نیاندازیم. پس از ورودمان و اعلام این خبر توسط بنده در یکی از مراسم‌های سالگرد پیروزی ۲۵ مه، به دوستان و هم‌پیمانانمان در لبنان پیامی فرستادم که بنده به شما خبر ندادم و با شما مشورت نکردم و این به آن دلیل بود که پیامدهای این ورود متوجه شما نشود.
  از ابتدا پیش‌بینی روشنی وجود داشت که سوریه با یک نبرد بسیار سخت، طولانی و بزرگ مواجه است.
  سوریه در دهه‌های گذشته از دوره‌ی رهبری مرحوم حافظ اسد تا دوره‌ی جناب بشار اسد، یک کشور اولا مستقل است، در تصمیم‌گیری‌هایش استقلال دارد، راهبردهایش را خودش ترسیم می‌کند، سیاست‌هایش را خودش مشخص می‌کند، منافعش را خودش تعیین می‌کند، ائتلاف‌ها و دشمنی‌ها و روابطش را خودش مشخص می‌کند. اگر در منطقه به دنبال یک کشور واقعا مستقل و دارای تصمیم‌گیری ملی باشیم سوریه یکی از این معدود کشورهاست.
  سوریه یک کشور رکنی در منطقه است. یعنی فقط استقلال ملی ندارد بلکه دارای استقلال منطقه‌ای و یک بازیگر اصلی منطقه است. نمی‌شود فارغ از سوریه و تصمیم‌گیری سوریه درباره‌ی آینده‌ی این منطقه و این همسایگی و در مورد مسائلی مانند فلسطین، لبنان، کلیت کشورهای شام و حتی عراق و حتی ترکیه و دریای مدیترانه صحبت کرد. حد اقل در همسایگی مستقیم سوریه کسی نمی‌تواند فارغ از اراده و تصمیم سوریه آینده‌ای بچیند.
  پس از وفات جناب [حافظ] اسد فکر کردند سوریه در شرایط تازه‌ای قرار گرفته و جناب بشار اسد به عنوان یک رهبر جوان نیازمند تثبیت دولتش است و در برابر فرصت‌های تازه‌ای قرار دارد و نیازمند این‌گونه روابط است. به همین دلیل اگر دقت کنید روابط زیادی با ایشان گشوده شد. مثلا این علاقه‌ورزی ترکیه که از سوی جناب اردوغان و ترک‌ها ابراز شد ناگهانی نبود و این علاقه‌ورزی از سوی پادشاهی عربستان سعودی، قطر و کشورهای دیگر. این‌ها به واسطه‌ی یک رویکرد بود. رویکردی که می‌خواست سوریه را به دست بیاورد. نمی‌خواست آن را از دنباله‌روی جای دیگری برگرداند چون سوریه دنباله‌رو هیچ جای دیگری از جمله روسیه، ایران و هیچ کدام از هم‌پیمانانش نبود. واقعا یک کشور مستقل و دارای استقلال در تصمیم‌گیری بود. این‌ها می‌خواستند تصمیم‌گیری سوریه را مصادره کنند. روش چه بود؟ روابط دیپلماتیک، تجاری، سرمایه‌گذاری، پول، توریسم و میلیاردها دلار پروژه داخل سوریه.
  کالین پاول با یک لیست درخواست به سوریه آمد و خیال کرده بود وقتی همه‌ی منطقه مرعوب آمریکایی‌ها هستند و تانک‌های آمریکا در مرزهای عراق و سوریه حضور دارند جناب اسد مانند دیگر سردمداران عرب بدون هیچ بحثی پاسخ مثبت خواهد داد. اما اصلا چنین اتفاقی نیافتاد. در واقع خواسته‌هایشان از جناب اسد موضوع لبنان، فلسطین و همه‌ی گروه‌های مقاومت بود.
  سال ۲۰۰۵ حادثه‌ی ترور جناب حریری پیش آمد. از این حادثه استفاده شد و همان لحظه اتهام‌ها را مطرح کردند. به همین دلیل بنده می‌گویم کسی که جناب حریری را کشت همه‌ی سناریوهای سیاسی، رسانه‌ای و مردمی را آماده کرده بود. سوریه متهم شد و تحریک و تهدید شدیدی در لبنان و منطقه علیه سوریه صورت گرفت. خب، سوریه به واسطه‌ی منافعی درست و واقعی مجبور شد از لبنان خارج شود ولی سر خم نکرد و وارد ائتلاف آمریکایی، غربی، سعودی و… نشد.
  هدف جنگ سی و سه روزه سوریه بود.
  آن‌ها پس از این تجربه پی بردند که این رهبری و این نظام سوریه نمی‌تواند وارد جیب هیچ کدام از کشورهای منطقه شود و دنباله‌رو پادشاهان، امیران و نوسلطان‌های ترکیه نخواهد شد.
  این‌ها سوریه را برای خودشان می‌خواهند. سوریه را برای ملت سوریه یا نظامش نمی‌خواهند.
  القاعده را به سوریه آوردند که از آن استفاده کنند اما او ازشان سوء استفاده کرد.
  القاعده ذیل شاخص‌های استراتژیک مشخص و دقیقی که در پژوهش‌هایشان هست، اصولا خواستار سلطه بر یمن و سوریه است. این‌ها از نیاز آمریکا، غرب و همه‌ی کشورهایی که علیه سوریه توطئه کردند به جنگجو سوء استفاده کردند و همه‌ی جنگجویانشان را از سرتاسر جهان برای تحقق پروژه‌ی خودشان و نه دیگران آوردند!
  دیگران وقتی دیدند حکومت یا نظام شاید بتواند جنبش‌هایی را که در برخی استان‌ها آغاز شده بود با پاسخ‌گویی به مطالباتشان مهار کند، موضوع را به سوی مبارزه‌ی گسترده‌ی مسلحانه‌ی کشاندند.
  سلطه بر مناطق شمال ادلب یا امروز حتی بر شهر ادلب یا شمال حلب یا رقه یا مناطق درعا یا باغ‌های شرقی [دمشق] هدفی را محقق نمی‌کنند چون هدف، سلطه بر بخش‌هایی از خاک سوریه نبوده است. یعنی وقتی جنگ علیه سوریه آغاز شد ائتلافی که پشت این جنگ بود نگفته بودند هدف از جنگ علیه سوریه، جدا کردن بخشی از استان درعا، گرفتن بخشی از منطقه‌ی ادلب یا سلطه بر رقه است! نه، هدفشان سلطه بر سوریه، سرنگون کردن نظام و نابود کردن حکومت بود. مثل همان کاری که با عراق کردند.
  اپوزوسیون عراق که صدام حسین همیشه ارتش را برای کوبیدن و خرد کردن استخوان‌هایش به کار می‌گرفت، درخواست می‌کرد ارتش عراق حفظ شود ولی آمریکایی‌ها و گروهشان در منطقه از جمله برخی کشورهای خلیج که همیشه منافعشان در این است که ارتش عربی قدرتمندی وجود نداشته باشد و در این مصلحت با اسرائیل مشترکند، ارتش عراق را منحل کردند در حالی که می‌شد بماند و از آن استفاده کنند.
  بعضی‌ها از جنگ نظام و مردم صحبت می‌کنند. چنین چیزی معقول است؟ نظامی در دنیا وجود دارد که پنج سال علیه مردمش بجنگد و تاب بیاورد؟ آن هم وقتی همه‌ی جهان علیه این نظام هستند…
  اوکراین را دیدیم. هنوز خبری نبود ولی رئیس جمهور به روسیه فرار کرد. درست است یا نه؟ اما رئیس جمهور سوریه ایستاد، ماند، مسئولیت عظیمش را بر عهده گرفت و در سخت‌ترین شرایط دمشق، کشور را ترک نکرد و بنده می‌دانم که ترک نخواهد کرد.
  ما از اولین روزها گفتیم که از دست رفتن سوریه موجب از دست رفتن لبنان و فلسطین و قضیه‌ی فلسطین است و به طرز بسیار خطرناکی نتیجه و آینده‌ی نبرد عرب و اسرائیل را یکسره خواهد کرد و این به ما مربوط است. همان طور که به لبنانی‌ها، سوری‌ها، فلسطینی‌ها و همه‌ی ملت‌های منطقه مربوط است. به همین دلیل از ابتدا گفتیم ما برای دفاع از سوریه و همچنین دفاع از خودمان به سوریه می‌رویم. هیچ کس بر دیگری منت ندارد. ما برای دفاع از خودمان، مقاومت، لبنان، فلسطین و قضیه‌ی فلسطین به سوریه رفتیم.
  این از نعمت‌های خداوند(سبحانه و تعالی) بود که وقتی این توطئه سررسید، سوریه چنین رئیس جمهوری، چنین ارتش و چنین اراده‌ای داشت که در مقابل این هجوم ایستادند؛ هجومی بین المللی و القاعده که جنگجویانش را از همه‌ی جهان برای اشغال و سلطه بر سوریه گرد آورد.
  حزب الله یک قدرت منطقه‌ای و یک ارتش نظامی گسترده نیست. ما این‌طور نیستیم. این واقعیت است، تواضع نیست. در نهایت ما یک جنبش مقاومت و گروه مقاوم هستیم که ساز و برگ و امکانات مشخصی داریم البته شاید در برخی حوزه‌ها یا عرصه‌ها به واسطه‌ی تجربه و تخصص در جنگ چریکی تأثیر کیفی داشته باشیم. شاید این است که ما را از ارتش‌های نظامی متمایز می‌کند. همچنین در مقابله با جنگ چریکی نیز تخصص بالایی داریم.
  می‌دانی که این ماجرای خودداری لبنان از دخالت، یک در