بسم الله الرحمن الرحیم
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك الله هو الذي أيدك بنصره وبالمؤمنين
جوامع

بیانات

6 خرداد 1379

سخنرانی سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان، در جشن مقاومت و آزادسازی جنوب لبنان در بنت جبیل

|فارسی|عربی|
«
این پیروزی که تمام امت را در آستانه‌ی مرحله‌ی پیروزی‌های پیش رو و اسرائیل را در آستانه‌ی مرحله‌ی شکست‌های آینده قرار داد بر لبنانیان، عرب، مسلمانان، مسیحیان، همه‌ی مظلومان عالم، روح امام خمینی، موسی صدر، خامنه‌ای رهبر، جناب اسد، همه‌ی لبنانیان، همه‌ی شهیدان و همه‌ی عرب‌های شریف مبارک باشد.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم.

بسم الله الرحمن الرحیم.

و الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیینا حبیب قلوبنا و شفیع ذنوبنا ابی القاسم محمد بن عبدالله و علی آله الطیبین الطاهرین و صحبه المنتجبین و علی جمیع انبیاء الله المرسلین و علی جمیع الشهداء والمجاهدین فی سبیل الله منذ آدم الی قیام یوم الدین.

السلام علیکم جمیعا و رحمت الله و برکاته.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ- إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَیَسْتَحْیِی نِسَاءَهُمْ ۚ إِنَّهُ کَانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ(۴) وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ(۵) وَنُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَنُرِیَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا کَانُوا یَحْذَرُونَ(قصص/6)»

امروز در روز مقاومت و آزادسازی، روز پیروزی بزرگ تاریخی، در قلب منطقه‌ای که میهن آن را بازگرداند و در ایام اربعین اباعبدالله، سید الشهداء، امام حسین بن علی (علیهما السلام) [با هم] دیدار می‌کنیم تا بار دیگر بر اندیشه و راه ایشان تأکید و ثابت کنیم خون این‌چنین بر شمشیر پیروز می‌شود، خون این‌چنین بر شمشیر فائق می‌آید و شکستش می‌دهد، همه‌ی بندها را می‌گسلد و بینی هر طاغوت و مستکبر را به خاک می‌مالد. دیدار کرده‌ایم تا این پیروزی را که با شهادت و خون به دست آمده است جشن بگیریم. وقتی پیرامون این پیروزی، آزادسازی خاک، آزادی بشر، کرامت میهن و عزت امت صحبت می‌کنیم باید همه‌ی کسانی را که در رقم خوردن این پیروزی نقش داشتند به خاطر بیاوریم. پیش از هر چیز و پس از همه چیز ما بندگان خداوند در برابر تمام جهان اعلام می‌کنیم این پیروزی از سوی الله (سبحانه و تعالی) است. او کسی است که ما را به راه مقاومت و راه راست رهنمون شد، سال‌های سال دل‌های ما را ثابت گردانید، قلب‌ها و جان‌های ما را آکنده از اطمینان و عشق به شهادت ساخت و به دل دشمنان ما هراس افکند. او بود که تیر افکند، گلوله‌ها را به هدف رسانید، پایگاه‌ها را ویران کرد، موانع را تخریب نمود و جباران را کشت، او بود که این پیروزی را رقم زد. در پیشگاه الله (سبحانه و تعالی) که سپاسگزار، ثناخوان، تسبیح‌گو، آمرزش‌طلب و توبه‌کننده‌ی به سوی او هستیم کرنش می‌کنیم و از او می‌خواهیم پیروزی ما را با آزادسازی تمام سرزمین‌ها، برادران و این امت ستمدیده‌ی مظلوم کامل گرداند. برادران و خواهران، در میان خلایق باید از همه‌ی شهیدان مقاومت از حزب الله تا جنبش امل، نیروهای ملی لبنان، ارتش لبنان، ارتش عربی سوریه، شهیدان مقاومت فلسطین و همه‌ی زنان و کودکان شهید قانا، منصوری، سحمر، نبطیه علیا و… یاد کنیم و به فضل برتر و کامل آنان پس از خداوند (سبحانه و تعالی) اذعان نماییم. همچنین سید الشهدای مقاومت اسلامی، سید عباس موسوی، شیخ الشهدای این مقاومت، شیخ راغب حرب و برادر عزیز عاشق شهادت مقاوم مجاهد سرباز گمنام، حضرت شیخ مقاوم مجاهد، شیخ احمد یحیی که اخیرا جان سپرد. چند روز پیش در شهرک بدنایل در سالگرد شهید حاج کربلا مرا سرزنش می‌کرد که بنده فرصت پیوستن به شهدا را به او ندادم. این شیخ مجاهد، طاهر و عابد اصرار داشت اولین روحانی استشهادی در تاریخ نبرد با دشمن اسرائیلی باشد. باید اذعان کنیم این استشهادیان از احمد قصیر تا بلال فحص و عمار حمود و این خون‌های پاک بودند که پیروزی را رقم زدند. باید به نقش این مجاهدان مقاوم فداکار که خانه، خانواده، دانشگاه، کارگاه و مزرعه را رها کردند و دوران با طراوت جوانی و عمر خود را در جنگ و جهاد گذراندند اقرار کنیم. باید از خانواده‌های شهیدان، اسیران دربند، آزادگان، جانبازان و خانواده‌ی همه‌ی این افراد یاد کنیم و همچنین از همه‌ی کسانی که این خط جهادی مقاوم را در لبنان پروردند و مهیا و تأسیس نمودند. باید یاد کنیم از امام مجاهدان و شهیدان، امام سید روح الله موسوی خمینی (قدس سره الشریف). باید از اولین بنیان‌گذار خط مقاومت در خاک لبنان حضرت امام مغیب سید موسی صدر (اعاده الله بخیر) یاد کنیم. باید یاد کنیم از همه‌ی علمای مجاهد و فداکار، مربیان و متفکران و همه‌ی آن‌ها که تلاش کردند لبنان ملتی با ایمان، مجاهد، مقاوم، پایدار و آماده‌ی جان‌فشانی باشد.

باید یاد کنیم از اهالی نوار مرزی که درد کشیدند و تحمل کردند و ساکنان خطوط مقدم که هر روز بمباران می‌شدند و یک آب خوش از گلویشان پایین نمی‌رفت. همچنین باید یاد کنیم از موضع عمومی مردم مقاومت، نیروهای سیاسی، گروه‌ها، شخصیت‌ها، احزاب، باشگاه‌ها و… و بر موضع عمومی رسمی مخصوصا این دوره، دوره‌ی جناب امیل لحود و کابینه‌ی فعلی، کابینه‌ی جناب سلیم الحص تأکید نماییم.

و در کنار لبنان دو مرد و دو کشور وجود دارند که باید از آن‌ها یاد، به برتری آن‌ها اذعان و پیروزی به آنان نیز نسبت داده شود. یعنی جمهوری اسلامی ایران و سوریه‌ی شیردل، خامنه‌ای رهبر و رهبر بزرگ عربی جناب حافظ اسد. این یک واقعیت است. کسی که می‌خواهد در تشخیصش انصاف و عدل داشته باشد باید به این واقعیت اعتراف کند. سید القائد آیت الله العظمی خامنه‌ای که این مجاهدان را شبانه روز تأیید، حمایت، پشتیبانی و دعا کرد تا پیروزشان نمود و جمهوری اسلامی که در کنار لبنان، سوریه و فلسطین ایستاد و از سویی متحمل هراس‌افکنی‌ها و تهدیدها و از سوی دیگر تشویق و وسوسه شد تا از حمایتش از لبنان، سوریه و ملت فلسطین دست بردارد ولی نپذیرفت چون این موضع یک موضع عقیدتی، ایمانی، اخلاقی و بشری و فراتر از همه‌ی محاسبات و منافع سیاسی است. اما سوریه‌ی شیردل که از کیان مقاومت حفاظت نمود و آن را از اولین لحظات شکل‌گیری و در همه‌ی نقاط عطف دشوار در دامن خود پرورد و از آن پاسداری نمود. چه کسی می‌تواند سوریه‌ی سال 1982 را که در خاک لبنان می‌جنگید فراموش کند؟ چه کسی می‌تواند جناب اسد جنگ جولای 1993 را از یاد ببرد؟ چه کسی می‌تواند او را در جنگ آوریل 1996 از خاطر ببرد؟ چه کسی می‌تواند او را که در دمشق استوار ایستاده بود فراموش کند در حالی که همه‌ی جهان در شرم الشیخ برای محکوم کردن مقاومت و تروریست‌نامیدن آن و برای دفاع از اسرائیل جمع شده بودند؟ بنده این‌جا در روز پیروزی، روز مقاومت و آزادسازی به نمایندگی از همگی شما از تمامی لبنانیان، عرب‌ها، مسلمانان و هر انسان آزاده‌ای که در این جهان از مقاومت پشتیبانی کرد و در کنار آن ایستاد و با کلام، موضع، قلم، مال، دعا، تأیید و لبخند از آن حمایت نمود تشکر می‌کنم. بنده نمی‌توانم دانشجویان کشورهای عرب و صحنه‌ی حرکت تأثیرگزار دانشجویان دانشگاه بیرزیت [فلسطین] را که نپذیرفتند حزب الله به تروریست بودن متهم شود فراموش کنم.

ما و شما و همه‌ی لبنانیان امروز در بنت جبیل دو پیروزی را جشن می‌گیریم و نه یک پیروزی را. پیروزی اول: آزادسازی بخش عظیمی از خاکمان و زندانیانمان از زندان‌های اشغالگران و شکست دشمن به برکت جهاد، مقاومت و ایستادگی. ما امروز این‌جا از آزادی و امنیت متنعم هستیم و هواپیماهای دشمن جرأت نمی‌کنند بالای سر شما به پرواز در بیایند. و بنده به شما بگویم: کسانی که از مجسمه‌ی چوبی یک سکوی کاتیوشا در کفرکلا می‌ترسند بزدل‌تر از آن هستند که در مانند چنین روزی سراغ شما بیایند. امروز ما به برکت خون شهیدانمان، ملتمان و ایستادگی و مقاومتمان در خاک خودمان ایستاده‌ایم و هیچ کس بر سر ما منت ندارد، نه سازمان ملل متحد -که 22 سال است از اجرای قطعنامه‌ی 4025 خود ناتوان است.- و نه قاضی ناپاک، ایالات متحده‌ی آمریکا، نه مذاکرات و نه قطعا کابینه‌ی باراک که چون هیچ گزینه‌ی جز خروج نداشت از این خاک خارج شد. کسی بر ما منتی ندارد. نه باراک، نه آمریکا و نه کوفی عنان و نه هیچ کس دیگر در این جهان. این ملت، این امت و این جان‌فشانی‌ها بودند که برای اولین بار با قدرت و مقاومت، یک کشور عربی را به طور کامل بازپس گرفتند و اولین شکست تاریخی را به این دشمن صهیونیستی خودبرتربین تحمیل نمودند. این پیروزی دوره‌ی جدیدی را ایجاد می‌کند و دوره‌ی پیشین را دور می‌اندازد.

و پیروزی دوم: کیفیت تحمیل عقب‌نشینی به دشمن. شما بودید که زمان‌بندی، تاکتیک و چگونگی عقب‌نشینی را به دشمن تحمیل کردید و پس از عقب‌نشینی ثابت نمودید ملتی لایق پیروزی هستید. اسرائیل نقشه می‌کشید عقب‌نشینی‌اش چند هفته بعد باشد و پایگاه‌هایش را تدریجا به گروه‌های شبه نظامی [آنتوان] لحد تحویل دهد و برخی پایگاه‌ها مانند قلعه‌ی شقیف، دبشه و برخی پایگاه‌های مرزی را برای خود نگه دارد. حتی شورای امنیت نیز اراده‌ی آن‌ها را تصویب کرد و نیروهای شرایط ویژه آمدند و کار را به دست گرفتند تا یک عقب‌نشینی آرام و بزرگوارانه را برای این دشمن تضمین کنند تا دشمن برای آزادی اسیرانمان از زندان خیام بر ما منت بگذارد. ولی شما این را بر نتافتید و به عنوان اولین گام شهرک قنطره، دیر سریان، قصیر و طیبه را تسخیر کردید. شهرک‌ها یکی پس از دیگری آزاد شدند، پایگاه‌ها یکی پس از دیگری سقوط کردند و گروه شبه نظامی [آنتوان لحد] فروپاشید. در یک شب نوار مرزی یا به اصطلاح صهیونیست‌ها کمربند امنیتی به دو قسمت تقسیم و فروپاشی کامل آغاز شد. کابینه‌ی کوچک دشمن تشکیل جلسه داد و خود را در برابر دو گزینه یافت: اشغال دوباره‌ی پایگاه‌ها و مواجه شدن با مقاومت و خسارت‌های بیش‌تر یا شتاب‌بخشیدن به عقب‌نشینی. دومی را انتخاب کردند و عجولانه خارج شدند و همه‌ی این تانک‌ها، نفربرها، پایگاه‌ها و توپخانه‌ها را برای شما گذاشتند تا تأکید کنند آن‌چه در جنوب لبنان رخ داد یک شکست تمام عیار برای اسرائیل بود. شما شیوه و زمان عقب‌نشینی را نیز به دشمن تحمیل کردید. شما مینی را که دشمن کار گذاشته بود یعنی گروه‌های شبه نظامی آنتوان لحد را خنثی کردید. در حالی که دشمن دل بسته بود این گروه‌های شبه نظامی در پایگاه‌هایش سنگربندی کنند و درگیری ایجاد نمایند سپس هیئت سازمان ملل برای مذاکره با حکومت وارد صحنه شوند تا مزدوران جنایت‌کار خائن در قبال تخلیه‌ی پایگاه‌ها عفو شوند. این مسئله نیز به ذلت‌بارترین وجه برای آن مزدوران -که تصاویر ذلتشان در دروازه‌های مرزی فسطین اشغالی را مشاهده کردید.- منتفی شد و دیدید که این دشمن چطور از آن‌ها دست برداشت.

سپس جهان و خود دشمن اسرائیلی دل بسته بودند این منطقه طعم پیروزی را نچشد و آن را جشن نگیرد و وارد سیاهی و فتنه‌های بی‌پایان شود. دل بسته بودند خانواده‌های یک روستا دست به انتقام از خانواده‌های دیگری در روستای خودشان یا روستاهای دیگر بزنند یا فرقه‌ای به فرقه‌ی دیگر تجاوز کند. تصور کردند منطقه مانند شهرک حانین ویران خواهد شد، خون به پا می‌شود و جنایت صورت می‌گیرد. ولی شما و مقاومت با هماهنگی حکومت لبنان ثابت کردید ملت، حکومت، مقاومت و همه‌ی فرقه‌های لبنان شایسته‌ی پیروزی هستند. این منطقه پس از اسرائیل وارد موسم نور شد و از دوران تاریکی بیرون آمد. امروز با وجود 22 سال قتل، بازداشت مردم در زندان خیام، ویرانی خانه‌ها و سرکوب و خشونت به دست گروه‌های شبه نظامی لحد در سرتاسر مناطق اشغالی آیا یک نفر کشته شد؟ با وجود این که خانواده و عشیره‌ی افراد میلیشیای لحد در همین مناطق ساکنند. بنده چند روز پیش گفتم: وقتی ارتش نازی در فرانسه فروپاشید، مقاومت متمدن فرانسه 10.000 مزدور فرانسوی را بدون محاکمه اعدام کرد. مقاومت لبنان و لبنان، از فرانسه و همه‌ی جهان متمدن‌ترند. آیا یک نفر کشته شد؟ آیا یک نفر کتک خورد؟ آیا در همه‌ی این مناطق حتی یک قطره خون ریخته شد؟ این آن صحنه‌ی آرمانی است که جهان را شگفت‌زده کرده است. این پیروزی متمدنانه کم‌اهمیت‌تر از پیروزی نظامی و سیاسی نیست. بله، اشتباهاتی صورت می‌گیرد. جهانیان شگفت‌زده شده‌اند چون می‌دانند در چنین موقعیت‌هایی در مناطق دیگر جهان چه رخ می‌دهد: کشتار، تخریب، جنایت، سرقت، غارت و… . ولی این‌جا چه؟ شاید اشتباهاتی از جانب برخی دزدها و مزاحمان صورت گرفته باشد ولی این فقط بخش کوچکی از صحنه است. چرا برخی اصرار دارند ما را روی دو اتفاق متمرکز کنند؟ صحنه‌ی متمدنانه‌ای با این عظمت، حجم و سطح وجود دارد آن وقت می‌گویند در چند جا اشتباهاتی رخ داده؟ بنده به آن‌ها می‌گویم: از هراس و کینه دست بردارید و در این لحظه‌ی تاریخی حقیقتا لبنانی و ملی‌گرا باشید. این آن پیروزی دوم بود. برادران و خواهران، در ضمن این دو پیروزی بزرگ چند نکته وجود دارد که کوتاه و سریع اشاره می‌کنم:

اول) این دستاورد و پیروزی باید حفظ، تقویت و ایمن‌سازی شود و این تلاش، فداکاری و تواضع بیش‌تری را از جانب همه می‌طلبد.

دوم) ما مردمان این منطقه باید ثابت کنیم لایق پیروزی هستیم. این را در روزهای گذشته ثابت کردیم اما اجازه ندهید در روزها و هفته‌های آینده کسی در این مسئله اختلال ایجاد کند. بنده دم از ترس نمی‌زنم ولی ما در همسایگی دشمنی هستیم که نمی‌تواند این همه شادی را در چهره‌های شما تحمل کند، چه این که عادت کرده چهره‌های شما را دردمند و غمگین ببنید. دشمنی که عادت کرده است چشمان شما را اشکبار ببیند نمی‌تواند شادی را در آن‌ها تحمل کند. این‌جا جای همزیستی مسالمت‌آمیز واقعی است. هیچ کس نباید هراسی داشته باشد. نه مسیحیان و نه مسلمانان. وارد شمار روستاها و شهرک‌ها نمی‌شوم چون وقت تنگ است ولی می‌گویم این مسئولیت بر دوش همه است. همه باید مسئولیت‌پذیر باشند، نه یک عده‌ی خاص. همه باید مسئولیت‌پذیر باشند. وقتی یک مشکل کوچک رخ می‌دهد آن را کوچک طرح کنیم و حلش کنیم. وقتی آن را بزرگ جلوه می‌دهیم یعنی داریم وقت را می‌کشیم. این خود ما هستیم که به همزیستی ضربه می‌زنیم. بیایید مسائل را در اندازه‌ی واقعی‌شان طرح کنیم. عرض بنده این است که این منطقه پس از همه‌ی این دوران‌های تاریک نیاز به ایمن‌سازی دارد. مسئولیت مردان دین مسلمان و مسیحی، نیروهای سیاسی منطقه، فعالان، چهره‌ها، فرهنگیان و همه‌ی مردم عزیز باید در تمام شهرک‌ها، روستاها و میان خانواده‌ها برای التیام زخم‌ها تلاش کنند.

سوم) مزدوران برای همه‌ی لبنانیان مایه‌ی عبرتند. این یک تجربه‌ی جدید است. مشاهده کردید که این افراد چطور ذلیل شدند و چطور فرمانده‌شان را متهم به خیانت می‌کردند. نیاز نیست از جانب خودم بگویم، خود آنتوان لحد مزدور می‌گوید: 25 سال مخلصانه برای اسرائیل کار کردیم ولی اسرائیل در یک شب به ما خیانت کرد و ما را تنها گذاشت. «وَشَهِدَ شَاهِدٌ» نه «مِنْ أَهْلِهَا(یوسف/۲۶)» بلکه خودشان شهادت می‌دهند! این باید برای عبرت گرفتن همه‌ی لبنانیان مسلمان و مسیحی کافی باشد. می‌خواهم دوباره عرض کنم: هیچ کس در لبنان برای اسرائیل اهمیت ندارد. وقتی ادعای دلسوزی می‌کند به مسیحیان و مسلمانان به یک اندازه دروغ می‌گوید. آن‌چه در لبنان و منطقه برای اسرائیل اهمیت دارد مصالح، منافع و طمع‌های خودش است. ما مسلمانان و مسیحیان در نگاه آن صهیونیست‌ها فقط خدمتکار و بنده‌ی ملت برگزیده‌ی خدا هستیم. آیا وقت آن نرسیده که برخی لبنانیان به این واقعیت پی ببرند و از همه‌ی این عبرت‌ها بهره بگیرند؟ لبنانیان باید بدانند انتخابشان باید انتخاب داخلی باشد، نباید در محاسبات فرقه‌ای بیافتند و سر از اسرائیل در بیاورند. منفعت همه‌ی فرقه‌های لبنان در این است که انتخابشان داخلی و عربی باشد. واقعیت این است.

چهارم) برای ایمن‌سازی امنیت داخلی لبنان و ایمن‌سازی این منطقه مزدوران باید در دادگاه محاکمه و به اشد مجازات محکوم شوند تا درس عبرتی باشند برای آینده و دیگر در این منطقه چاشنی و مینی نباشد که انتقام‌جویان یا فرصت‌طلبان بتواندند از آن بهره بگیرند.

پنجم) بنده این‌جا در روز پیروزی و درباره‌ی این منطقه اعلام می‌کنم: ما در حزب الله جایگزین حکومت نیستیم. ما یک قدرت یا مرجع امنیتی نیستیم و نخواهیم بود. حکومت مسئول است. این منطقه به حوزه‌ی حاکمیت بازگشته است و این حکومت است که تصمیم می‌گیرد می‌خواهد چه کسی را به این‌جا بفرستد، نیروهای امنیتی؟ دیگر نیروهای امنیتی را به این‌جا می‌فرستد؟ این مسئله به حکومت مربوط است و ما در این منطقه هیچ گونه مسئولیت امنیتی را بر عهده نمی‌گیریم.

ششم) مسئولیت توسعه و سازندگی. حجم ویرانی این منطقه به یک حکومت نیاز دارد. حزب الله خون و جان داده ولی بنده به شما می‌گویم ما از سهم نان مجاهدان به این مناطق کمک می‌کنیم اما مسئولیت بر عهده‌ی حکومت است و حکومت باید در زمینه‌ی توسعه با این منطقه به طور فوری و ویژه برخورد کند. این‌جا می‌خواهم تأکید کنم: حجم نیاز به توسعه، سازندگی و خدمات رسانی به این منطقه بزرگ‌تر از هر سازمان و وزارتخانه‌ایست. همه‌ی وزارتخانه‌های حکومت باید بسیج شوند و به این منطقه بیایند و مسئولیت خود را بر عهده بگیرند. این منطقه یعنی: مناطق آزاد شده‌ی جنوب و بقاع غربی، روستاهای محل درگیری که -بنده به شما بگویم.- بیش‌ترین بار مقاومت را متحمل شدند چون آماج بمباران، تجاوز و تهاجم دائمی بودند.

ولی اجازه دهید در بنت جبیل و در خاک جبل عامل به منطقه‌ی دیگری نیز وفادار باشیم. وقتی از توسعه‌ی این مناطق صحبت می‌کنیم باید به عنوان بخشی از توسعه و بازسازی این‌ها از منطقه‌ی دیگری یاد کنیم که در این مقاومت جایگاه بلندی دارد یعنی منطقه‌ی بعلبک هرمل. منطقه‌ای که مقاومت اسلامی در آن تأسیس شد، مقاومان جنوب و بیروت را در دامن خود، در بعلبک، جای داد، به صورت مداوم آماج بمباران هوایی بود و گاهی هواپیماها بنت جبیل را نمی‌زدند ولی بعلبک را می‌زدند. بعلبک از لحاظ توسعه و اقتصاد خسارت دید و صدها نفر از فرزندانش به شهادت رسیدند. بسیار سخت است که در منطقه‌ی بقاع و مخصوصا بعلبک هرمل روستایی را بیابیم که از آن کسانی برای آزادسازی جنوب و بقاع غربی به شهادت نرسیده باشند. به همین خاطر این منطقه که در طول سالیان گذشته چون به لحاظ اعتقادی با ما هم‌عقیده بود که اولویت، آزادسازی است، صبر به خرج داد، شایسته‌ی صبر بود، خون فرزندانش را برای آزادسازی جنوب داد، بر گرسنگی و محرومیت نیز صبر کرد امروز… توسعه‌ی این منطقه باید همپای توسعه‌ی آن منطقه باشد. اگر می‌خواهیم به مستضعفان محروم معذب فقیر که جنگیدند و این پیروزی را آفریدند وفا کرده باشیم باید وقتی از کارگروه ویژه صحبت می‌کنیم، آن را متعلق به هر دو منطقه بدانیم.

هفتم) به همه‌ی لبنانیان می‌گویم: این واقعیت است. باید با این پیروزی مانند پیروزی همه‌ی لبنانیان رفتار کنند. این پیروزی، پیروزی یک حزب، جنبش و تشکیلات نیست. این رخداد، پیروزی یک فرقه و هزیمت فرقه‌ای دیگر نیست. کسی که چنین بیاندیشد یا چنین بگوید، خطاکار و جاهل است. این پیروزی متعلق به لبنان و این مقاومت مایه‌ی قدرت کشور بوده و خواهد ماند. این مقاومت وقتی پیروز می‌شد و به تعداد شهدایش افزوده می‌شد تواضع می‌کرد. و بنده به شما می‌گویم: مشخصا حزب الله و مقاومت اسلامی را متواضع‌تر از همیشه خواهید یافت. چون ما در این پیروزی عظمت، توان، جبروت و قدرت پروردگارمان را می‌بینیم و این که ما بشر چقدر ضعیفیم. اگر به خودمان تکیه کرده بودیم شکست‌خورده می‌ماندیم ولی وقتی به خداوند توکل کردیم قطعا خداوند همان شکست‌ناپذیر جبار است. این مقاومت مایه‌ی قدرت کشور است و مایه‌ی قدرت کشور خواهد ماند و بنده به شما وعده می‌دهم این پیروزی توسط هیچ کس علیه این میهن یا علیه هر بخشی از ملت این کشور عزیز به کار بسته نشود.

هشتم) امروز -کمی درباره‌ی آینده صحبت کنیم.- باراک لبنان را فرا می‌خواند که عقب‌نشینی را پیام صلح تلقی کند. این فریب است. او هیچ راه دیگری نداشت، پس از لبنان خارج شد. اما از ما می‌خواهد پس از این که ده‌ها هزار شهرنشین و -دقت کنید.- 1276 شهید از حزب الله را به قتل رساند عقب‌نشینی را پیام صلح تلقی کنیم. اگر هزاران شهید دیگر از نیروهای اسلام‌گرا و ملی‌گرای کشور را نیز به این شهیدان بیافزاییم نتیجه چه خواهد بود؟ پس از کشتن ده‌ها هزار شهرنشین در لبنان؟ پس از نابود کردن کشور و اقتصادمان؟ در حالی که هنوز اسیرانمان را در زندان‌هایشان به بند کشیده‌اند؟ در حالی که هنوز خاک عزیز ما را در مزارع شبعا اشغال کرده‌اند؟ در حالی که از آن مهاجر یهودی روسی پذیرایی و آمادگی پذیرش یک میلیون مهاجر در فلسطین در سال‌های آینده را اعلام می‌کند ولی نمی‌پذیرد پناهندگان فلسطینی در لبنان و غیر لبنان به وطن، خانه‌ها و زمین‌های خود باز گردند؟ باراک درباره‌ی کدام پیام صلح صحبت می‌کند؟ سپس شروع می‌کند به تهدید و هراس‌افکنی علیه لبنان. اما من در برابر هراس‌افکنی، خط و نشان و وعده‌هایش به شما و همه‌ی کسانی که این سخنان را می‌شنوند، می‌گویم: برادران و خواهران، شیخ عبدالکریم عبید، ابو علی دیرانی، سمیر قنطار و همه‌ی اسرای موجود در زندان‌های اسرائیل ان شاءالله به زودی نزد شما باز خواهند گشت. مزارع شبعا ان شاءالله به زودی به لبنان باز خواهند گشت. باراک و دولت باراک گزینه‌ی دیگری ندارند. بنده به آن‌ها پند می‌دهم از مزارع شبعا خارج شوند و به این معضل خاتمه دهند. گزینه‌ی دیگری ندارند و ایام پیش رو مشخص خواهد کرد گزینه‌ی دیگری ندارند. البته ما در مقاومت این فلسفه‌بافی‌های شورای امنیت، 425 و 242 را زیاد متوجه نمی‌شویم. آن‌چه ما متوجه می‌شویم این است که خاک لبنان تحت اشغال است. ان شاءالله بخشی از قطعنامه‌های 5700‌ باشد که این خاک‌ها باید به لبنان باز گردد…. البته معلوم نیست قطعنامه‌ای تحت عنوان 5700 اصولا وجود داشته باشد! اسیران به زودی باز خواهند گشت و باقی‌مانده‌ی خاک به زودی آزاد خواهد شد. این دشمن شکست‌خورده در قبال لبنان گزینه‌ی دیگری ندارد. از تهدید و خط و نشان‌های اسرائیل نترسید. امروز آن‌ها هستند که در طول این مرزها و نوار هراسانند. اشاره کردم که از یک مجسمه و تمثال سکوی پرتاب کاتیوشا ترسیدند. از برخی زنان و کودکان که روی موانع آهنی می‌ایستند و می‌گویند ما پیروز شدیم و سراغتان خواهیم آمد می‌ترسند. از سنگی که از سوی نوار مرزی به خاک فلسطین انداخته شود می‌ترسند. امروز شما در بنت جبیل امیدوار و سعادتمند هستید و آن‌ها در سرتاسر شهرک‌های شمال فلسطین اشغالی از آینده‌ی نامعلوم هراسانند.

برادران و خواهران، دورانی که ما از هراس‌افکنی و تهدید اسرائیل می‌ترسیدیم به پایان رسید. اسرائیل می‌داند دوران تجاوز هواپیماهایش به آسمان ما، تانک‌هایش به خاک ما و کشتی‌هایش به آب‌های ملی ما گذشته است، می‌داند تجاوز به لبنان با شکایت به شورای امنیت پاسخ داده نخواهد شد، -شورای امنیت دیگر کیست؟!- با اشک پاسخ داده نخواهد شد، می‌داند جز با مقاومت پاسخ داده نخواهد شد. اگر اسرائیل به لبنان تجاوز کند هزینه‌های سنگینی خواهد پرداخت.

نهم) برادران و خواهران، لبنانیان، شما در آستانه‌ی موقعیت‌های عظیمی قرار دارید، موقعیت تکمیل آزادسازی، بازگرداندن اسیران و بنای ساختارهای حکومتی. با این هماهنگی مقاومت و حکومت، احساس مسئولیت ملی و یکپارچگی کشور می‌توانیم از هر موقعیتی سربلند بیرون بیاییم و لبنان را برای خود و نسل‌های آینده‌مان بسازیم. بشنوید، همه بشنوند، قدرت لبنان جدید در قدرتش است؛ در خونش، ایستادگی‌اش، جبروتش، رفعتش و سرکشی‌اش در برابر همه‌ی طوفان‌ها و تندبادهاست. لبنان جدید، میهن همزیستی واقعی است. از امروز به بعد مسلمانان و مسیحیان اجازه نخواهند داد صهیونیست‌ها ما، نسل‌ها و جوانان ما را به بازی بگیرند. لبنان جدید، میهن سختگیری بر تجاوزگران و مهربانی ساکنان، گروه‌ها و فرقه‌هایش در رفتار با یکدیگر است.

دهم) این پیروزی را به ملت مظلوم فلسطین اشغالی و ملت‌های امت عربی و اسلامی‌مان تقدیم می‌کنیم و از این‌جا، از بنت جبیل آزاده، ملت مظلوم معذب و رنجدیده‌ی فلسطین را مخاطب قرار می‌دهم:

ملت عزیز فلسطین، سرنوشت شما به دست خود شماست، می‌توانید بدون این که این صهیونیست‌ها برای فلان کوچه و فلان روستا بر شما منت بگذارند خاکتان را با اراده‌ی خود، با گزینه‌ی عز الدین قسام و با خون فتحی شقاقی و یحیی عیاش بازگردانید. می‌توانید خانواده‌تان را بدون کمک هیچ کس با عزت و افتخار به سرزمینتان باز گردانید. شما می‌توانید حتی اگر تمام جهان پشت شما را خالی کنند خاک و حقوق مشروعتان را بازپس بگیرید. این عذر و بهانه‌ها را کنار بگذارید. ملت فلسطین، راه فلسطین، راه شما به سوی آزادی، همان مقاومت و انتفاضه است. مقاومت جدی و انتفاضه‌ی واقعی، نه انتفاضه در چهارچوب اسلو! و نه انتفاضه در خدمت مذاکره‌کننده‌ی امتیازدهنده‌ی استکلهلم. انتفاضه و مقاومتی که جز به حق کامل راضی نمی‌شود، مانند لبنان. هیچ کس در لبنان نمی‌پذیرد حتی بخش کوچکی از خاکش تحت اشغال بماند. این الگوی شفاف لبنان را به ملت عزیزمان در فلسطین تقدیم می‌کنیم. برای آزادی خاکتان نیازی به تانک، موازنه‌ی استراتژیک، موشک، هواپیما و توپخانه ندارید. می‌توانید به روش استشهادیان سابق که رژیم غاصب صهیونیستی را به لرزه درآوردند و هراس در دلش افکندند خاکتان را پس بگیرید. بله، شما فلسطینیان مظلوم، تنها و تحت محاصره می‌توانید اشغالگران صهیونیست را مجبور کنید به همان جایی بازگردند که از آن آمده‌اند، یهودیان فالاشا به اتیوپی که سرزمین‌های خوش آب و هوای بسیاری هم دارد و یهودیان روس به روسیه. در هر صورت انتخاب با شما و الگو پیش روی شماست. مقاومت صادقانه و جدی می‌تواند برای شما فجر آزادی بیافریند.

ای برادران و عزیزان فلسطینی، به خدا سوگند این اسرائیل با سلاح‌های هسته‌ای و قدرتمندترین نیروی هوایی منطقه از خانه‌ی عنکبوت سست‌تر است. ولی اگر می‌خواهید مانند گذشته‌ها به اتحاد جماهیر شوروی تکیه کنید به نتیجه نخواهید رسید. اگر می‌خواهید به جامعه‌ی بین الملی تکیه کنید به نتیجه نخواهید رسید. اگر به معادلات دل ببندید به نتیجه نخواهید رسید. ولی ای ملت فلسطین «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ- اگر خدا را یارى کنید، یاریتان مى‌کند و گام‌هایتان را استوار مى‌دارد.‌ (محمد/7)» ای ملت فلسطین «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ- اگر خدا شما را یارى کند کسى بر شما پیروز نخواهد شد. (آل عمران/160)».

و در پایان خطاب به ملت‌های عرب و اسلام. ای امت عرب، ای جهان عرب و اسلام: خواری، شکست، ذلت و ننگ مربوط است به گذشته. این پیروزی، دوران تاریخی جدیدی را می‌آفریند و در را به روی دوران تاریخی گذشته می‌بندد. نا امیدی را کنار بگذارید و به امید مسلح شوید. سستی را کنار بگذارید و کمر عزم و همت ببندید. بنده امروز از طرف همه‌ی شهیدان و مظلومان لبنان از دولت‌های عربی درخواست می‌کنم حد اقل از عادی‌سازی روابط با اسرائیل دست بردارند، روابطشان با اسرائیل را قطع کنند و موضع و تصمیمشان را بر اسرائیل تحمیل کنند. همچنین از ملت‌های عرب می‌خواهم در کنار فلسطین و ملتش بایستند و هیچ‌گونه عادی‌سازی رابطه با این دشمن را برنتابند. مقاومت، اسرائیل گسترده را شکست داد و اسرائیل عظیم را نیز شکست می‌دهد. و یکی از مهم‌ترین قالب‌های این مقاومت، مقاومت در برابر عادی‌سازی روابط است.

صحبتم را با لبنان به پایان می‌برم؛ لبنان پیروزی، لبنان عزت نژادی، عربی و اسلامی، لبنان شرف، جان‌فشانی، مقاومت و شهادت. می‌خواهم به همه‌ی مقاومانی که از این کشور دفاع می‌کنند تهنیت بگویم و به مقاومت اسلامی، گردان‌های لبنانی مقاومت در برابر اشغالگران و امواج مقاومت لبنان، امل، جبهه‌ی ملی مقاومت لبنان و ملت پشتیبان آنان بگویم: ای لبنانیان، ما در همسایگی دشمن توطئه‌گری هستیم که سرشتش تجاوز است. یعنی دست خودشان نیست بی‌چاره‌ها! سرشت نژادپرستشان تجاوز و تروریسم است و توطئه‌ی دائم را به آنان تحمیل می‌نماید. پس ما همگی باید در آمادگی دائم باشیم. مقاومت، ارتش، حکومت و وحدت ملی و داخلی‌مان را حفظ نماییم تا این پیروزی را ایمن‌سازی کنیم و ثابت کنیم لبنان آن قلعه‌ایست که تندبادها و طوفان‌ها نمی‌توانند آن را در هم بکوبند و سرکش‌ترین زلزله‌ها نمی‌توانند آن را به زحمت بیاندازند.

این پیروزی که تمام امت را در آستانه‌ی مرحله‌ی پیروزی‌های پیش رو و اسرائیل را در آستانه‌ی مرحله‌ی شکست‌های آینده قرار داد بر لبنانیان، عرب، مسلمانان، مسیحیان، همه‌ی مظلومان عالم، روح امام خمینی، موسی صدر، خامنه‌ای رهبر، جناب اسد، همه‌ی لبنانیان، همه‌ی شهیدان و همه‌ی عرب‌های شریف مبارک باشد.

این پیروزی و این عید بر شما مبارک.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.


 

بیاناتی در این رابطه با موضوعات:

دغدغه‌های امت

دغدغه‌های امت

صدر عراق/ به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر
شماره ۲۶۲ هفته نامه پنجره به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله سید محمدباقر صدر، در پرونده ویژه‌ای به بررسی شخصیت و آرا این اندیشمند مجاهد پرداخته است. در این پرونده می‌خوانید:

-...

رادیو اینترنتی

نمایه

صفحه ویژه جنگ ۳۳ روزه
به روش امام موسی صدر برای وحدت نیاز داریم.

نماهنگ

  • اخلاق روزه
  • صهیونیسم در مسیر سلطه
  • ایران لبنان غزه

کتاب


سید حسن نصرالله